یکشنبه، نوامبر 23، 2025
بنابراین، ای برادران، به رحمتهای خدا، از شما استدعا میکنم که بدنهای خود را قربانی زنده و مقدس و پسندیده خدا تقدیم کنید، که عبادت معقول شما همین است.۔
“I beseech you therefore, brethren, by the mercies of God, that ye present your bodies a living sacrifice, holy, acceptable unto God, which is your reasonable service.”
10 ای امّتها، کلام خداوند را بشنوید و آن را در جزایر دور اعلام کنید، و بگویید: کسی که اسرائیل را پراکنده کرد، او را جمع کرده، مانند شبان گله خود را حفظ خواهد کرد.
11 زیرا خداوند یعقوب را فدیه داده و او را از دست قویتر از او فدیه داده است.
12 پس خواهند آمد و در بلندی صهیون سرود خواهند خواند و با هم به نیکی خداوند برای گندم و شراب و روغن و برای بچه های گله و رمه خواهند جاری شد و جانشان خواهد بود. مثل باغ آبدار باش و دیگر هرگز غمگین نخواهند شد.
13 آنگاه باکره، جوان و پیر با هم در رقص شادی خواهند کرد، زیرا من ماتم آنها را به شادی تبدیل خواهم کرد و آنها را تسلی خواهم داد و آنها را از اندوهشان شاد خواهم کرد.
14 خداوند میگوید که روح کاهنان را با فربه سیر خواهم کرد و قوم من از خوبی من سیر خواهند شد.
10. Hear the word of the Lord, O ye nations, and declare it in the isles afar off, and say, He that scattered Israel will gather him, and keep him, as a shepherd doth his flock.
11. For the Lord hath redeemed Jacob, and ransomed him from the hand of him that was stronger than he.
12. Therefore they shall come and sing in the height of Zion, and shall flow together to the goodness of the Lord, for wheat, and for wine, and for oil, and for the young of the flock and of the herd: and their soul shall be as a watered garden; and they shall not sorrow any more at all.
13. For I will turn their mourning into joy, and will comfort them, and make them rejoice from their sorrow.
14. And I will satiate the soul of the priests with fatness, and my people shall be satisfied with my goodness, saith the Lord.
د درس خطبه
1 خداوند را سپاس گویید زیرا او نیکو است زیرا رحمت او تا ابدالاباد است.
2 آنهایی که خداوند از دست دشمن نجات داده است، چنین بگویند.
3 و ایشان را از سرزمینها از مشرق و مغرب و شمال و جنوب جمع کرد.
4 آنها در بیابان به صورت انفرادی سرگردان بودند. شهری برای سکونت پیدا نکردند.
5 گرسنه و تشنه روحشان در آنها غش کرد.
6 سپس در مصیبت خود نزد خداوند فریاد زدند و او آنها را از مصیبتهایشان نجات داد.
7 و ایشان را به راه راست هدایت کرد تا به شهر مسکونی بروند.
8 وای که مردم خداوند را به خاطر نیکی او و کارهای شگفت انگیزش برای فرزندان انسان ستایش کنند.
9 زیرا روح مشتاق را سیر می کند و روح گرسنه را از خوبی سیر می کند.
1 O give thanks unto the Lord, for he is good: for his mercy endureth for ever.
2 Let the redeemed of the Lord say so, whom he hath redeemed from the hand of the enemy;
3 And gathered them out of the lands, from the east, and from the west, from the north, and from the south.
4 They wandered in the wilderness in a solitary way; they found no city to dwell in.
5 Hungry and thirsty, their soul fainted in them.
6 Then they cried unto the Lord in their trouble, and he delivered them out of their distresses.
7 And he led them forth by the right way, that they might go to a city of habitation.
8 Oh that men would praise the Lord for his goodness, and for his wonderful works to the children of men!
9 For he satisfieth the longing soul, and filleth the hungry soul with goodness.
1 در آن زمان، عیسی در روز سبت از میان مزارع گندم میگذشت.
22 سپس مردی دیوانه، کور و گنگ را نزد او آوردند و او را شفا داد، به طوری که آن کور و گنگ هم سخن میگفت و هم میدید.
23 و همه مردم شگفتزده شدند و گفتند: «آیا این پسر داوود نیست؟»
24 اما وقتی فریسیان این را شنیدند، گفتند: «این مرد شیاطین را بیرون نمیکند، بلکه به یاری بعلزبول، رئیس شیاطین، این کار را میکند. »
25 عیسی افکار آنها را درک کرد و به آنها گفت: «هر پادشاهی که بر ضد خود تجزیه شود، ویران خواهد شد. و هر شهر یا خانهای که بر ضد خود تجزیه شود، پایدار نخواهد ماند.»
26 و اگر شیطان، شیطان را بیرون کند، بر ضد خود تجزیه میشود؛ پس چگونه پادشاهی او پایدار خواهد ماند؟
27 و اگر من به وسیلهی بعلزبول دیوها را بیرون میکنم، فرزندان شما به وسیلهی چه کسی آنها را بیرون میکنند؟ پس آنها داوران شما خواهند بود.
28 اما اگر من دیوها را به وسیلهی روح خدا بیرون میکنم، پس پادشاهی خدا به شما رسیده است.
29 یا چگونه کسی میتواند وارد خانهی مرد نیرومندی شود و اموال او را غارت کند، مگر اینکه اول مرد نیرومند را ببندد؟ و سپس خانهی او را غارت خواهد کرد.
1 At that time Jesus went on the sabbath day through the corn;
22 Then was brought unto him one possessed with a devil, blind, and dumb: and he healed him, insomuch that the blind and dumb both spake and saw.
23 And all the people were amazed, and said, Is not this the son of David?
24 But when the Pharisees heard it, they said, This fellow doth not cast out devils, but by Beelzebub the prince of the devils.
25 And Jesus knew their thoughts, and said unto them, Every kingdom divided against itself is brought to desolation; and every city or house divided against itself shall not stand:
26 And if Satan cast out Satan, he is divided against himself; how shall then his kingdom stand?
27 And if I by Beelzebub cast out devils, by whom do your children cast them out? therefore they shall be your judges.
28 But if I cast out devils by the Spirit of God, then the kingdom of God is come unto you.
29 Or else how can one enter into a strong man’s house, and spoil his goods, except he first bind the strong man? and then he will spoil his house.
12 آنگاه فهمیدند که چگونه به آنها دستور داد که از خمیر مایه نان بر حذر نباشند، بلکه از تعلیم فریسیان و صدوقیان بر حذر باشند.
13 وقتی عیسی به سواحل قیصریه فیلیپی آمد ، از شاگردان خود پرسید و گفت ، كسان چه كسی می گویند كه من پسر انسان هستم؟
14 و آنها گفتند: برخی می گویند تو جان تعمید دهنده هستی: برخی دیگر ، الیاس. و دیگران ، ارمیاس ، یا یکی از پیامبران.
15 او به آنها گفت ، اما چه کسی می گویید که من هستم؟
16 و سیمون پیتر جواب داد و گفت ، تو مسیح ، پسر خدای زنده هستی.
17 و عیسی جواب داد و به او گفت: خوشا به حال تو ، سیمون بار جونا ، زیرا گوشت و خون آن را به تو ، بلکه پدر من که در آسمان است ، آشکار نکرده است.
18 و همچنین به تو می گویم ، تو پیتر هستی ، و بر روی این سنگ من کلیسای خود را خواهم ساخت. و دروازه های جهنم بر آن غالب نخواهند شد.
19 و کلیدهای پادشاهی آسمان را به تو میدهم؛ و آنچه را که بر زمین ببندی، در آسمان بسته خواهد شد؛ و آنچه را که در زمین بگشایی، در آسمان گشوده خواهد شد.
24 آنگاه عیسی به شاگردان خود گفت: اگر کسی میخواهد به دنبال من بیاید، خود را انکار کند و صلیب خود را بردارد و به دنبال من بیاید.
25 زیرا هر که جان خود را نجات دهد، آن را از دست خواهد داد و هر که جان خود را به خاطر من از دست بدهد، آن را خواهد یافت.
26 زیرا انسان چه سودی دارد که تمام دنیا را به دست آورد و جان خود را از دست بدهد؟ یا انسان در ازای جان خود چه خواهد داد؟
27 زیرا پسر انسان در جلال پدر خود با فرشتگان خود خواهد آمد. و سپس به هر کس بر اساس اعمالش پاداش خواهد داد.
12 Then understood they how that he bade them not beware of the leaven of bread, but of the doctrine of the Pharisees and of the Sadducees.
13 When Jesus came into the coasts of Cæsarea Philippi, he asked his disciples, saying, Whom do men say that I the Son of man am?
14 And they said, Some say that thou art John the Baptist: some, Elias; and others, Jeremias, or one of the prophets.
15 He saith unto them, But whom say ye that I am?
16 And Simon Peter answered and said, Thou art the Christ, the Son of the living God.
17 And Jesus answered and said unto him, Blessed art thou, Simon Bar-jona: for flesh and blood hath not revealed it unto thee, but my Father which is in heaven.
18 And I say also unto thee, That thou art Peter, and upon this rock I will build my church; and the gates of hell shall not prevail against it.
19 And I will give unto thee the keys of the kingdom of heaven: and whatsoever thou shalt bind on earth shall be bound in heaven: and whatsoever thou shalt loose on earth shall be loosed in heaven.
24 Then said Jesus unto his disciples, If any man will come after me, let him deny himself, and take up his cross, and follow me.
25 For whosoever will save his life shall lose it: and whosoever will lose his life for my sake shall find it.
26 For what is a man profited, if he shall gain the whole world, and lose his own soul? or what shall a man give in exchange for his soul?
27 For the Son of man shall come in the glory of his Father with his angels; and then he shall reward every man according to his works.
19 برای خود گنجی بر روی زمین جمع نکنید، جایی که پروانه و زنگ زدگی فاسد می کند، و دزدان در آن می شکافند و می دزدند.
20 اما برای خود در بهشت گنجهایی جمع کنید، جایی که نه پروانه و نه زنگ زدگی فاسد نمیکند، و دزدان نمیشکنند و نمیدزدند.
21 زیرا جایی که گنج توست، دل تو نیز آنجا خواهد بود.
24 هیچ کس نمی تواند به دو ارباب خدمت کند: زیرا یا از یکی متنفر خواهد بود و دیگری را دوست خواهد داشت. وگرنه به یکی می چسبد و دیگری را تحقیر می کند. شما نمی توانید به خدا و مامون خدمت کنید.
25 بنابراین من به شما می گویم، برای جان خود فکر نکنید که چه بخورید یا چه بنوشید. و نه برای بدن خود، چه چیزی بپوشید. آیا جان بیش از گوشت و بدن از لباس نیست؟
33 اما شما ابتدا ملکوت خدا و عدالت او را بطلبید. و همه این چیزها به شما اضافه خواهد شد.
19 Lay not up for yourselves treasures upon earth, where moth and rust doth corrupt, and where thieves break through and steal:
20 But lay up for yourselves treasures in heaven, where neither moth nor rust doth corrupt, and where thieves do not break through nor steal:
21 For where your treasure is, there will your heart be also.
24 No man can serve two masters: for either he will hate the one, and love the other; or else he will hold to the one, and despise the other. Ye cannot serve God and mammon.
25 Therefore I say unto you, Take no thought for your life, what ye shall eat, or what ye shall drink; nor yet for your body, what ye shall put on. Is not the life more than meat, and the body than raiment?
33 But seek ye first the kingdom of God, and his righteousness; and all these things shall be added unto you.
1 زیرا می دانیم که اگر خانه زمینی ما در این خیمه منحل شود، ما ساختمانی از خدا داریم، خانه ای که با دست ساخته نشده و در آسمان جاودانه است.
2 زیرا ما در این ناله میکنیم و شدیداً میخواهیم که خانه خود را که از آسمان است، بپوشانیم.
3 اگر چنین است که لباس پوشیده باشیم، برهنه نخواهیم یافت.
4 زیرا ما که در این خیمهایم ناله میکنیم و بار سنگین میشویم، نه به این دلیل که میخواهیم بیلباس شویم، بلکه به آن لباس میپوشانند تا فناپذیری از زندگی بلعیده شود.
5 اکنون او که ما را برای همین امر آفریده است، خداست، او نیز جدّ روح را به ما بخشیده است.
6 بنابراین، ما همیشه مطمئن هستیم، زیرا می دانیم که در حالی که در بدن در خانه هستیم، از خداوند غایب هستیم:
7 (زیرا ما با ایمان راه میرویم، نه با دید:)
8 من می گویم، ما مطمئن هستیم و مایلیم که از بدن غیبت کنیم و با خداوند حضور داشته باشیم.
9 بنابراین ما زحمت می کشیم ، چه حاضر و چه غایب ، از او پذیرفته شویم.
1 For we know that if our earthly house of this tabernacle were dissolved, we have a building of God, an house not made with hands, eternal in the heavens.
2 For in this we groan, earnestly desiring to be clothed upon with our house which is from heaven:
3 If so be that being clothed we shall not be found naked.
4 For we that are in this tabernacle do groan, being burdened: not for that we would be unclothed, but clothed upon, that mortality might be swallowed up of life.
5 Now he that hath wrought us for the selfsame thing is God, who also hath given unto us the earnest of the Spirit.
6 Therefore we are always confident, knowing that, whilst we are at home in the body, we are absent from the Lord:
7 (For we walk by faith, not by sight:)
8 We are confident, I say, and willing rather to be absent from the body, and to be present with the Lord.
9 Wherefore we labour, that, whether present or absent, we may be accepted of him.
2 و با این جهان متشکل نشوید، بلکه با تجدید ذهن خود دگرگون شوید تا ثابت کنید که آن اراده خوب و پسندیده و کامل خدا چیست.
2 And be not conformed to this world: but be ye transformed by the renewing of your mind, that ye may prove what is that good, and acceptable, and perfect, will of God.
روح یا جان به معنای الوهیت است و نه چیز دیگری. هیچ روح یا جان محدودی وجود ندارد.
Soul or Spirit signifies Deity and nothing else. There is no finite soul nor spirit.
علم، روح را به عنوان خدا، که از گناه و مرگ مصون مانده است، آشکار میکند - به عنوان حیات و هوش مرکزی که همه چیز در سیستمهای ذهن به طور هماهنگ به دور آن میچرخند.
روح تغییر نمیکند. معمولاً به ما آموخته میشود که یک روح انسانی وجود دارد که گناه میکند و از نظر معنوی گمراه میشود - آن روح ممکن است گمراه شود، اما جاودانه بماند.
Science reveals Soul as God, untouched by sin and death, — as the central Life and intelligence around which circle harmoniously all things in the systems of Mind.
Soul changeth not. We are commonly taught that there is a human soul which sins and is spiritually lost, — that soul may be lost, and yet be immortal.
انسان مسکن مادی برای روح نیست؛ او خود روحانی است. روح، که روح است، در هیچ چیز ناقص یا مادی دیده نمیشود.
سوال. — جسم و روح چیستند؟
پاسخ. — هویت، بازتاب روح است، بازتاب اصل زنده، عشق، در اشکال متنوع. روح، جوهر، حیات و هوش انسان است که فردیت یافته است، اما نه در ماده. روح هرگز نمیتواند چیزی فروتر از روح را منعکس کند.
انسان تجلی روح است. سرخپوستان هنگامی که دریاچهای زیبا را "لبخند روح بزرگ" نامیدند، نگاهی اجمالی به واقعیت بنیادین آن انداختند. روح، جدا از انسان، که تجلی روح است، چیزی جز یک موجودیت نخواهد بود؛ انسان، جدا از روح، موجودیت خود را از دست خواهد داد. اما چنین جدایی وجود ندارد، نمیتواند وجود داشته باشد، زیرا انسان با خدا همزیستی دارد.
Man is not a material habitation for Soul; he is himself spiritual. Soul, being Spirit, is seen in nothing imperfect nor material.
Question. — What are body and Soul?
Answer. — Identity is the reflection of Spirit, the reflection in multifarious forms of the living Principle, Love. Soul is the substance, Life, and intelligence of man, which is individualized, but not in matter. Soul can never reflect anything inferior to Spirit.
Man is the expression of Soul. The Indians caught some glimpses of the underlying reality, when they called a certain beautiful lake "the smile of the Great Spirit." Separated from man, who expresses Soul, Spirit would be a nonentity; man, divorced from Spirit, would lose his entity. But there is, there can be, no such division, for man is coexistent with God.
علم، روح، را نه در بدن، و خدا را نه در انسان، بلکه در انسان، آنگونه که در انسان منعکس میشود، آشکار میکند. بزرگتر نمیتواند در کوچکتر باشد. این باور که بزرگتر میتواند در کوچکتر باشد، خطایی است که به درد نمیخورد. این نکتهی برجسته در علم روح است که اصل در ایدهی آن نیست. روح، روح، در انسان محدود نیست و هرگز در ماده نیست. ما به طور ناقص از معلول به علت استدلال میکنیم، وقتی نتیجه میگیریم که ماده معلول روح است؛ اما استدلال پیشینی نشان میدهد که وجود مادی مبهم است. روح، ایدهی ذهنی واقعی را میدهد. ما نمیتوانیم روح، ذهن، را از طریق ماده تفسیر کنیم. ماده نه میبیند، نه میشنود و نه احساس میکند.
Science reveals Spirit, Soul, as not in the body, and God as not in man but as reflected by man. The greater cannot be in the lesser. The belief that the greater can be in the lesser is an error that works ill. This is a leading point in the Science of Soul, that Principle is not in its idea. Spirit, Soul, is not confined in man, and is never in matter. We reason imperfectly from effect to cause, when we conclude that matter is the effect of Spirit; but a priori reasoning shows material existence to be enigmatical. Spirit gives the true mental idea. We cannot interpret Spirit, Mind, through matter. Matter neither sees, hears, nor feels.
این باور که خدا در ماده زندگی میکند، اعتقادی پانتئیستی است. این باور غلط که میگوید روح در بدن، ذهن در ماده و خیر در شر است، باید آن را انکار کند و از چنین سخنانی دست بردارد؛ در غیر این صورت، خدا همچنان از بشریت پنهان خواهد ماند و انسانهای فانی بدون اینکه بدانند گناه میکنند، گناه خواهند کرد، به جای روح به ماده تکیه خواهند کرد، با لنگیدن خواهند افتاد، با مستی خواهند افتاد، با بیماری از پا درخواهند آمد - همه اینها به دلیل کوری و حس نادرست آنها در مورد خدا و انسان است.
The belief that God lives in matter is pantheistic. The error, which says that Soul is in body, Mind is in matter, and good is in evil, must unsay it and cease from such utterances; else God will continue to be hidden from humanity, and mortals will sin without knowing that they are sinning, will lean on matter instead of Spirit, stumble with lameness, drop with drunkenness, consume with disease, — all because of their blindness, their false sense concerning God and man.
نه جسم اول است و نه روح آخر، و نه شر بر خیر غالب است. علم هستی، محالات بدیهی، مانند تلفیق حقیقت و خطا در علت یا معلول را رد میکند.
Body is not first and Soul last, nor is evil mightier than good. The Science of being repudiates self-evident impossibilities, such as the amalgamation of Truth and error in cause or effect.
انسان به همان نسبت که گنجینههای حقیقت و عشقش گسترش مییابد، هستی معنوی را درک میکند. انسانهای فانی باید به سوی خدا جذب شوند، عواطف و اهدافشان معنوی شود - آنها باید به تفاسیر وسیعتر هستی نزدیک شوند و درک درستی از بینهایت به دست آورند - تا گناه و مرگ و میر به تعویق بیفتد.
این حس علمیِ هستی، یعنی رها کردن ماده به نفع روح، به هیچ وجه به معنای جذب انسان در الوهیت و از دست دادن هویتش نیست، بلکه به انسان فردیتِ گسترشیافته، حوزه وسیعتری از اندیشه و عمل، عشقی گستردهتر و آرامشی والاتر و پایدارتر میبخشد.
Man understands spiritual existence in proportion as his treasures of Truth and Love are enlarged. Mortals must gravitate Godward, their affections and aims grow spiritual, — they must near the broader interpretations of being, and gain some proper sense of the infinite, — in order that sin and mortality may be put off.
This scientific sense of being, forsaking matter for Spirit, by no means suggests man's absorption into Deity and the loss of his identity, but confers upon man enlarged individuality, a wider sphere of thought and action, a more expansive love, a higher and more permanent peace.
تنها بهانه برای پذیرش عقاید بشری و رد علم هستی، جهل فانی ما نسبت به روح است - جهلی که تنها به درک علم الهی منجر میشود، درکی که با آن وارد قلمرو حقیقت روی زمین میشویم و میآموزیم که روح بینهایت و برتر است.
The only excuse for entertaining human opinions and rejecting the Science of being is our mortal ignorance of Spirit, — ignorance which yields only to the understanding of divine Science, the understanding by which we enter into the kingdom of Truth on earth and learn that Spirit is infinite and supreme.
در علم الهی، انسان توسط خدا، اصل الهی هستی، حفظ میشود. زمین، به فرمان خدا، غذا را برای استفاده انسان تولید میکند. با دانستن این موضوع، عیسی یک بار گفت: "برای زندگی خود، آنچه میخورید یا آنچه مینوشید، فکر نکنید"، - او نه به حق خالق خود، بلکه به رسمیت شناختن خدا، پدر و مادر همه، به عنوان قادر به تغذیه و لباس دادن به انسان، همانطور که به نیلوفرها عمل میکند، تکیه کرد.
In divine Science, man is sustained by God, the divine Principle of being. The earth, at God's command, brings forth food for man's use. Knowing this, Jesus once said, "Take no thought for your life, what ye shall eat, or what ye shall drink," — presuming not on the prerogative of his creator, but recognizing God, the Father and Mother of all, as able to feed and clothe man as He doth the lilies.
اگرچه شما تصدیق میکنید که حواس مادی برای وجود یا موجودیت انسان ضروری هستند، اما باید مفهوم انسانی زندگی را تغییر دهید و در نهایت خود را از نظر معنوی و علمی بشناسید. شواهد وجود روح، روح، فقط برای حس معنوی قابل لمس است و برای حواس مادی آشکار نیست، که فقط آنچه را که متضاد روح است، تشخیص میدهند.
Even though you aver that the material senses are indispensable to man's existence or entity, you must change the human concept of life, and must at length know yourself spiritually and scientifically. The evidence of the existence of Spirit, Soul, is palpable only to spiritual sense, and is not apparent to the material senses, which cognize only that which is the opposite of Spirit.
استاد ما پرسید: "چگونه میتوان وارد خانهی مردی قوی شد و اموالش را غارت کرد، مگر اینکه ابتدا مرد قوی را ببندد؟" به عبارت دیگر: چگونه میتوانم بدن را شفا دهم، بدون اینکه از به اصطلاح ذهن فانی شروع کنم، که مستقیماً بدن را کنترل میکند؟ وقتی بیماری در این به اصطلاح ذهن از بین برود، ترس از بیماری از بین میرود و بنابراین بیماری کاملاً درمان میشود. ذهن فانی "مرد قوی" است که باید قبل از اینکه تأثیر آن بر سلامت و اخلاق از بین برود، مطیع او نگه داشته شود. با غلبه بر این خطا، میتوانیم "مرد قوی" را از اموالش - یعنی گناه و بیماری - محروم کنیم.
Our Master asked: "How can one enter into a strong man's house and spoil his goods, except he first bind the strong man?" In other words: How can I heal the body, without beginning with so-called mortal mind, which directly controls the body? When disease is once destroyed in this so-called mind, the fear of disease is gone, and therefore the disease is thoroughly cured. Mortal mind is "the strong man," which must be held in subjection before its influence upon health and morals can be removed. This error conquered, we can despoil "the strong man" of his goods, — namely, of sin and disease.
اگر به اندازه کافی بر خطاهای حس مادی پیروز شده باشیم که به روح اجازه دهیم کنترل را در دست بگیرد، از گناه بیزار خواهیم بود و آن را زیر هر نقابی سرزنش خواهیم کرد. تنها از این طریق میتوانیم دشمنان خود را برکت دهیم، هرچند که ممکن است سخنان ما را اینگونه تفسیر نکنند.
If we have triumphed sufficiently over the errors of material sense to allow Soul to hold the control, we shall loathe sin and rebuke it under every mask. Only in this way can we bless our enemies, though they may not so construe our words.
علم هستی، انسان را به عنوان موجودی کامل آشکار میکند، همانطور که پدر کامل است، زیرا روح یا ذهن انسان معنوی، خدا، اصل الهی همه هستی است و به این دلیل که این انسان واقعی به جای حس، توسط روح، توسط قانون روح، و نه توسط قوانین به اصطلاح ماده، اداره میشود.
The Science of being reveals man as perfect, even as the Father is perfect, because the Soul, or Mind, of the spiritual man is God, the divine Principle of all being, and because this real man is governed by Soul instead of sense, by the law of Spirit, not by the so-called laws of matter.
پادشاهی آسمان. فرمانروایی هماهنگی در علم الهی؛ قلمرو ذهن خطاناپذیر، ابدی و قادر مطلق؛ فضای روح، جایی که روح در مقام برتر قرار دارد.
Kingdom of Heaven. The reign of harmony in divine Science; the realm of unerring, eternal, and omnipotent Mind; the atmosphere of Spirit, where Soul is supreme.
آیا "خداوند، خدای خود را با تمام قلب و تمام روح و تمام ذهن خود دوست داری؟" این دستور شامل چیزهای زیادی میشود، حتی تسلیم تمام احساسات، عواطف و پرستشهای صرفاً مادی. این الدورادوی مسیحیت است. این شامل علم زندگی میشود و فقط کنترل الهی روح را به رسمیت میشناسد، که در آن روح ارباب ماست و حس مادی و اراده انسانی جایی ندارند.
Dost thou "love the Lord thy God with all thy heart, and with all thy soul, and with all thy mind"? This command includes much, even the surrender of all merely material sensation, affection, and worship. This is the El Dorado of Christianity. It involves the Science of Life, and recognizes only the divine control of Spirit, in which Soul is our master, and material sense and human will have no place.
وظایف روزانه
توسط مری بیکر ادی
نماز روزانه
وظیفه هر عضو این کلیسا است که هر روز نماز بخواند: "پادشاهی تو آمده است" بگذارید سلطنت حقیقت ، زندگی و عشق الهی در من تثبیت شود و همه گناهان من را از بین ببرد. و ممکن است کلام تو محبتهای همه بشریت را غنی کند ، و بر آنها حکومت کند!
کتابچه راهنمای کلیسا ، ماده 8 ، بخش 4
قانونی برای انگیزه ها و اعمال
نه خصومت و نه دلبستگی شخصی نباید انگیزه ها یا اعمال اعضای کلیسای مادر را تحریک کند. در علم ، عشق الهی به تنهایی بر بشر حکومت می کند. و یک دانشمند مسیحی امکانات شیرین عشق را ، در سرزنش گناه ، برادری واقعی ، خیرخواهی و گذشت ، منعکس می کند. اعضای این کلیسا باید روزانه تماشا کنند و دعا کنند تا از شر هر گونه شر ، از پیشگویی ، قضاوت ، محکومیت ، مشاوره ، تأثیرگذاری یا تأثیرگذاری اشتباه خلاص شوند.
کتابچه راهنمای کلیسا ، ماده 8 ، بخش 1
هشدار به وظیفه
این وظیفه هر عضو این کلیسا است که روزانه از خود در برابر پیشنهادات ذهنی تهاجمی دفاع کند و فراموش نشود و وظیفه خود را در قبال خدا ، رهبر خود و بشر فراموش نکند. با کارهای او قضاوت خواهد شد ، - و توجیه یا محکوم خواهد شد.
کتابچه راهنمای کلیسا ، ماده 8 ، بخش 6