یکشنبه، نوامبر 30، 2025
و هنگامی که به شما می گویند: به دنبال کسانی باشید که ارواح آشنا و جادوگرانی که می نگرند و غر می زنند، آیا مردمی خدای خود را نمی جویند؟۔
“And when they shall say unto you, Seek unto them that have familiar spirits, and unto wizards that peep, and that mutter: should not a people seek unto their God?”
15 دنیا و آنچه در دنیاست را دوست نداشته باشید. اگر کسی دنیا را دوست داشته باشد، عشق پدر در او نیست.
16 زیرا هر آنچه در دنیاست، از شهوت جسم و شهوت چشم و غرور زندگی، از پدر نیست، بلکه از دنیاست.
17 و دنیا و شهوت آن از بین میرود، اما کسی که اراده خدا را انجام میدهد، تا ابد باقی میماند.
18 ای فرزندان، این آخرین زمان است. و همانطور که شنیدهاید که دجال خواهد آمد، اکنون نیز دجالان بسیاری وجود دارند. از این رو میدانیم که این آخرین زمان است.
7 ای فرزندان، هیچ کس شما را فریب ندهد: کسی که عدالت را انجام میدهد، عادل است، همانطور که عادل است.
8 کسی که گناه میکند از شیطان است. زیرا شیطان از ابتدا گناه میکند. برای همین پسر خدا ظاهر شد تا اعمال شیطان را نابود کند.
15. Love not the world, neither the things that are in the world. If any man love the world, the love of the Father is not in him.
16. For all that is in the world, the lust of the flesh, and the lust of the eyes, and the pride of life, is not of the Father, but is of the world.
17. And the world passeth away, and the lust thereof: but he that doeth the will of God abideth for ever.
18. Little children, it is the last time: and as ye have heard that antichrist shall come, even now are there many antichrists; whereby we know that it is the last time.
7. Little children, let no man deceive you: he that doeth righteousness is righteous, even as he is righteous.
8. He that committeth sin is of the devil; for the devil sinneth from the beginning. For this purpose the Son of God was manifested, that he might destroy the works of the devil.
د درس خطبه
23 و عیسی در تمام جلیل میگشت و در کنیسههای ایشان تعلیم میداد و مژده پادشاهی را موعظه میکرد و انواع بیماریها و امراض مردم را شفا میداد.
24 و آوازه او در تمام سوریه پیچید و همه بیماران را که به انواع امراض و دردها مبتلا بودند، و دیوانگان و مصروعان و مفلوجان را نزد او میآوردند و ایشان را شفا میداد.
23 And Jesus went about all Galilee, teaching in their synagogues, and preaching the gospel of the kingdom, and healing all manner of sickness and all manner of disease among the people.
24 And his fame went throughout all Syria: and they brought unto him all sick people that were taken with divers diseases and torments, and those which were possessed with devils, and those which were lunatick, and those that had the palsy; and he healed them.
26 و به سرزمین گدارنیان که در مقابل جلیل است رسیدند.
27 و چون به خشکی رفت، مردی از شهر بیرون او را دید که از دیرباز شیاطین داشت و لباس نمی پوشید و در هیچ خانه ای نمی ماند، مگر در قبرها.
28 چون عیسی را دید، فریاد برآورد و در برابر او افتاد و با صدای بلند گفت: ای عیسی پسر خدای متعال، من با تو چه کار دارم؟ از تو می خواهم که مرا عذاب مکن.
29 (زیرا او به روح ناپاک دستور داده بود که از آن مرد بیرون بیاید. زیرا بارها او را گرفتار کرده بود، و او را با زنجیر و غل و زنجیر بسته بودند، و او بندها را شکست و شیطان به بیابان رانده شد.)
30 عیسی از او پرسید و گفت: نام تو چیست؟ و گفت: لژیون، زیرا شیاطین زیادی در او وارد شده بودند.
31 و از او التماس کردند که دستور ندهد به اعماق بروند.
32 و در آنجا گلهای از خوکهای بسیار بود که در کوه میپراندند و از او التماس میکردند که اجازه دهد به آنها وارد شود. و از آنها رنج می برد.
33 سپس شیاطین از آن مرد بیرون آمدند و وارد خوک شدند و گله به شدت از شیبهایی به دریاچه دویدند و خفه شدند.
34 چون اطعام آنها را دیدند، فرار کردند و رفتند و در شهر و روستا خبر دادند.
35 سپس بیرون رفتند تا ببینند چه شده است. و نزد عیسی آمدند و مردی را دیدند که شیاطین از او بیرون آمده بودند، در حالی که لباس پوشیده و سرحال به پای عیسی نشسته بود، ترسیدند.
26 And they arrived at the country of the Gadarenes, which is over against Galilee.
27 And when he went forth to land, there met him out of the city a certain man, which had devils long time, and ware no clothes, neither abode in any house, but in the tombs.
28 When he saw Jesus, he cried out, and fell down before him, and with a loud voice said, What have I to do with thee, Jesus, thou Son of God most high? I beseech thee, torment me not.
29 (For he had commanded the unclean spirit to come out of the man. For oftentimes it had caught him: and he was kept bound with chains and in fetters; and he brake the bands, and was driven of the devil into the wilderness.)
30 And Jesus asked him, saying, What is thy name? And he said, Legion: because many devils were entered into him.
31 And they besought him that he would not command them to go out into the deep.
32 And there was there an herd of many swine feeding on the mountain: and they besought him that he would suffer them to enter into them. And he suffered them.
33 Then went the devils out of the man, and entered into the swine: and the herd ran violently down a steep place into the lake, and were choked.
34 When they that fed them saw what was done, they fled, and went and told it in the city and in the country.
35 Then they went out to see what was done; and came to Jesus, and found the man, out of whom the devils were departed, sitting at the feet of Jesus, clothed, and in his right mind:
22 آنگاه شخص شیطان پرست و کور و گنگ را نزد او آوردند و او را شفا داد، به گونه ای که کور و گنگ هم گفت و هم دید.
23 و همه مردم تعجب کردند و گفتند: آیا این پسر داود نیست؟
24 اما چون فریسیان این را شنیدند، گفتند: این شخص شیاطین را بیرون نمیکند، مگر به وسیله بلزبوب، امیر شیاطین.
25 عیسی افکار آنها را دانست و به آنها گفت: «هر پادشاهی که بر ضد خود تقسیم شود ویران می شود. و هر شهر یا خانه ای که در برابر خود تقسیم شود، پایدار نخواهد ماند.
26 و اگر شيطان شيطان را بيرون كند، بر ضد خود متفرق شده است. پس پادشاهی او چگونه خواهد ماند؟
27 و اگر من به وسیله بعلزبوب شیاطین را بیرون می کنم، فرزندان شما به وسیله چه کسی آنها را بیرون می کنند؟ پس آنها قضاوت شما خواهند بود.
28 اما اگر من شیاطین را به وسیله روح خدا بیرون کنم، پادشاهی خدا نزد شما خواهد آمد.
22 Then was brought unto him one possessed with a devil, blind, and dumb: and he healed him, insomuch that the blind and dumb both spake and saw.
23 And all the people were amazed, and said, Is not this the son of David?
24 But when the Pharisees heard it, they said, This fellow doth not cast out devils, but by Beelzebub the prince of the devils.
25 And Jesus knew their thoughts, and said unto them, Every kingdom divided against itself is brought to desolation; and every city or house divided against itself shall not stand:
26 And if Satan cast out Satan, he is divided against himself; how shall then his kingdom stand?
27 And if I by Beelzebub cast out devils, by whom do your children cast them out? therefore they shall be your judges.
28 But if I cast out devils by the Spirit of God, then the kingdom of God is come unto you.
17 و این نشانهها به دنبال مؤمنان خواهد آمد. به نام من شیاطین را بیرون خواهند کرد. آنها با زبانهای جدید صحبت خواهند کرد.
18 مارها را خواهند گرفت. و اگر چیزی مهلک بنوشند، ضرری به آنها نرسد. دست روی بیماران خواهند گذاشت و آنها شفا خواهند یافت.
17 And these signs shall follow them that believe; In my name shall they cast out devils; they shall speak with new tongues;
18 They shall take up serpents; and if they drink any deadly thing, it shall not hurt them; they shall lay hands on the sick, and they shall recover.
1 وحی عیسی مسیح، که خدا به او داد،
1 The Revelation of Jesus Christ, which God gave unto him,
1 و معجزهای عظیم در آسمان ظاهر شد؛ زنی که خورشید را در بر داشت، و ماه زیر پاهایش بود و تاجی از دوازده ستاره بر سرش بود.
2 و او که باردار بود، از درد زایمان فریاد میزد و درد زایمان داشت.
3 و معجزهای دیگر در آسمان ظاهر شد؛ و اینک اژدهای سرخ بزرگی که هفت سر و ده شاخ داشت و هفت تاج بر سرهایش بود.
4 و دمش یک سوم ستارگان آسمان را کشید و آنها را به زمین انداخت. و اژدها پیش روی زنی که آماده زایمان بود ایستاد تا به محض تولد، فرزندش را ببلعد.
5 و او پسری به دنیا آورد که قرار بود با عصای آهنین بر همه ملتها حکومت کند. و فرزندش به نزد خدا و تخت او ربوده شد.
6 و زن به بیابان گریخت، جایی که مکانی از جانب خدا برایش آماده شده بود تا او را به مدت هزار و دویست و شصت روز در آنجا پرورش دهند.
7 و در آسمان جنگ شد: میکائیل و فرشتگانش با اژدها جنگیدند. و اژدها و فرشتگانش جنگیدند،
8 و پیروز نشد. و جایگاه آنها دیگر در بهشت یافت نشد.
9 و اژدهای بزرگ بیرون رانده شد، آن مار قدیمی که شیطان و شیطان نام داشت و تمام جهان را فریب میدهد.
10 و صدای بلندی را در آسمان شنیدم که می گفت: اکنون نجات و قوت و پادشاهی خدای ما و قدرت مسیح او فرا رسیده است زیرا که مدعی برادران ما که آنها را در حضور روز خدای ما متهم می کرد، سرنگون شده است. شب
1 And there appeared a great wonder in heaven; a woman clothed with the sun, and the moon under her feet, and upon her head a crown of twelve stars:
2 And she being with child cried, travailing in birth, and pained to be delivered.
3 And there appeared another wonder in heaven; and behold a great red dragon, having seven heads and ten horns, and seven crowns upon his heads.
4 And his tail drew the third part of the stars of heaven, and did cast them to the earth: and the dragon stood before the woman which was ready to be delivered, for to devour her child as soon as it was born.
5 And she brought forth a man child, who was to rule all nations with a rod of iron: and her child was caught up unto God, and to his throne.
6 And the woman fled into the wilderness, where she hath a place prepared of God, that they should feed her there a thousand two hundred and threescore days.
7 And there was war in heaven: Michael and his angels fought against the dragon; and the dragon fought and his angels,
8 And prevailed not; neither was their place found any more in heaven.
9 And the great dragon was cast out, that old serpent, called the Devil, and Satan, which deceiveth the whole world: he was cast out into the earth, and his angels were cast out with him.
10 And I heard a loud voice saying in heaven, Now is come salvation, and strength, and the kingdom of our God, and the power of his Christ:
8 هوشیار باشید؛ زیرا دشمن شما شیطان ، مانند شیر خروشان ، راه می رود و به دنبال كسی است كه ممكن است او را ببلعد:
9 که در ایمان پایدار مقاومت می کنند.
10 اما خدای مهربان ، که ما را به واسطه مسیح عیسی به جلال ابدی خود فراخوانده است ، پس از اینکه مدتی رنج کشیدید ، شما را کامل ، مستحکم ، نیرومند و مسکون خود قرار داد.
11 جلال و سلطنت برای همیشه و همیشه به او باد. آمین
8 Be sober, be vigilant; because your adversary the devil, as a roaring lion, walketh about, seeking whom he may devour:
9 Whom resist stedfast in the faith, knowing that the same afflictions are accomplished in your brethren that are in the world.
10 But the God of all grace, who hath called us unto his eternal glory by Christ Jesus, after that ye have suffered a while, make you perfect, stablish, strengthen, settle you.
11 To him be glory and dominion for ever and ever. Amen.
نابودکنندهی خطا، این حقیقت بزرگ است که خدا، خیر، تنها ذهن است، و اینکه متضاد فرضی ذهن بینهایت - که شیطان یا شر نامیده میشود - ذهن نیست، حقیقت نیست، بلکه خطا است، بدون هوش یا واقعیت. تنها یک ذهن میتواند وجود داشته باشد، زیرا تنها یک خدا وجود دارد؛ و اگر فانیان ذهن دیگری را ادعا نمیکردند و ذهن دیگری را نمیپذیرفتند، گناه ناشناخته میبود. ما تنها یک ذهن میتوانیم داشته باشیم، اگر آن ذهن بینهایت باشد. وقتی میپذیریم که اگرچه خدا بینهایت است، شر در این بینهایت جایی دارد، حس بینهایت بودن را دفن میکنیم، زیرا شر نمیتواند جایی داشته باشد، جایی که تمام فضا با خدا پر شده است.
The exterminator of error is the great truth that God, good, is the only Mind, and that the supposititious opposite of infinite Mind — called devil or evil — is not Mind, is not Truth, but error, without intelligence or reality. There can be but one Mind, because there is but one God; and if mortals claimed no other Mind and accepted no other, sin would be unknown. We can have but one Mind, if that one is infinite. We bury the sense of infinitude, when we admit that, although God is infinite, evil has a place in this infinity, for evil can have no place, where all space is filled with God.
رسول میگوید که رسالت مسیح "نابود کردن اعمال شیطان" است. حقیقت، باطل و خطا را از بین میبرد، زیرا نور و تاریکی نمیتوانند در کنار هم ساکن شوند.
The apostle says that the mission of Christ is to "destroy the works of the devil." Truth destroys falsity and error, for light and darkness cannot dwell together.
ما نمیتوانیم اثبات عملی مسیحیت را که عیسی مسیح به آن نیاز داشت، ارائه دهیم، در حالی که خطا برای ما به اندازه حقیقت قدرتمند و واقعی به نظر میرسد، و در حالی که ما یک شیطان شخصی و یک خدای انساننما را نقطه شروع خود قرار میدهیم، - به خصوص اگر شیطان را موجودی با قدرت برابر با الوهیت، اگر نه برتر از او، بدانیم. از آنجا که چنین نقاط شروعی نه معنوی هستند و نه علمی، نمیتوانند قانون روح شفای مسیحی را که با نشان دادن شمول همهجانبه حقیقت هماهنگ، عدم وجود خطا و اختلاف را اثبات میکند، به کار گیرند.
We cannot bring out the practical proof of Christianity, which Jesus required, while error seems as potent and real to us as Truth, and while we make a personal devil and an anthropomorphic God our starting-points, — especially if we consider Satan as a being coequal in power with Deity, if not superior to Him. Because such starting-points are neither spiritual nor scientific, they cannot work out the Spirit-rule of Christian healing, which proves the nothingness of error, discord, by demonstrating the all-inclusiveness of harmonious Truth.
این تصور که هم شر و هم خیر واقعی هستند، توهمی از حس مادی است که علم آن را از بین میبرد. شر هیچ چیز نیست، هیچ چیز، ذهن و قدرت نیست. آنطور که توسط بشر آشکار میشود، نماد دروغ است، هیچ چیز ادعای چیزی بودن ندارد - نماد شهوت، نادرستی، خودخواهی، حسادت، ریا، تهمت، نفرت، دزدی، زنا، قتل، زوال عقل، دیوانگی، حماقت، شیطان، جهنم، و تمام چیزهایی که این کلمه شامل میشود.
The notion that both evil and good are real is a delusion of material sense, which Science annihilates. Evil is nothing, no thing, mind, nor power. As manifested by mankind it stands for a lie, nothing claiming to be something, — for lust, dishonesty, selfishness, envy, hypocrisy, slander, hate, theft, adultery, murder, dementia, insanity, inanity, devil, hell, with all the etceteras that word includes.
همانطور که در علوم مسیحی نامگذاری شده است، مغناطیس حیوانی یا هیپنوتیزم اصطلاح خاصی برای خطا یا ذهن فانی است. این باور غلط است که ذهن در ماده است و هم شر و هم خیر است؛ اینکه شر به اندازه خیر واقعی و قدرتمندتر است. این باور یک کیفیت حقیقت ندارد. یا جاهلانه است یا بدخواهانه. شکل بدخواهانه هیپنوتیزم به حماقت اخلاقی منجر میشود. حقایق ذهن جاودانه، انسان را حفظ میکنند و افسانههای ذهن فانی را که ادعاهای سست و پر زرق و برق آن، مانند پروانههای احمقانه، بالهای خود را میسوزند و به خاک میافتند، نابود میکنند.
As named in Christian Science, animal magnetism or hypnotism is the specific term for error, or mortal mind. It is the false belief that mind is in matter, and is both evil and good; that evil is as real as good and more powerful. This belief has not one quality of Truth. It is either ignorant or malicious. The malicious form of hypnotism ultimates in moral idiocy. The truths of immortal Mind sustain man, and they annihilate the fables of mortal mind, whose flimsy and gaudy pretensions, like silly moths, singe their own wings and fall into dust.
بسیاری معتقدند که قاضی خاصی که در زمان عیسی میزیسته، این نوشته را از خود به جا گذاشته است: «توبیخ او ترسناک است.» زبان تند استاد ما این توصیف را تأیید میکند.
تنها جملهی مودبانهای که او برای خطا گفت این بود: «از من دور شو، شیطان.» گواه قویتر اینکه سرزنش عیسی صریح و تند بوده، در سخنان خود او یافت میشود - که نشان دهندهی لزوم چنین بیان قاطعی است، زمانی که او شیاطین را بیرون راند و بیماران و گناهکاران را شفا داد.
It is believed by many that a certain magistrate, who lived in the time of Jesus, left this record: "His rebuke is fearful." The strong language of our Master confirms this description.
The only civil sentence which he had for error was, "Get thee behind me, Satan." Still stronger evidence that Jesus' reproof was pointed and pungent is found in his own words, — showing the necessity for such forcible utterance, when he cast out devils and healed the sick and sinning.
روایت شده است که روزی عیسی نام یک بیماری را پرسید - بیماریای که امروزه آن را زوال عقل مینامند. دیو یا شر، پاسخ داد که نامش لژیون است. در نتیجه، عیسی شر را بیرون راند و مرد دیوانه تغییر کرد و فوراً شفا یافت. به نظر میرسد کتاب مقدس میگوید که عیسی باعث شد شر خود را ببیند و بنابراین نابود شود.
It is recorded that once Jesus asked the name of a disease, — a disease which moderns would call dementia. The demon, or evil, replied that his name was Legion. Thereupon Jesus cast out the evil, and the insane man was changed and straightway became whole. The Scripture seems to import that Jesus caused the evil to be self-seen and so destroyed.
درمان جنون به ویژه جالب است. هر چقدر هم که این مورد سرسخت باشد، اما نسبت به اکثر بیماریها، آسانتر تسلیم عمل سودمند حقیقت میشود که با خطا مقابله میکند. استدلالهایی که باید در درمان جنون به کار گرفته شوند، همانند سایر بیماریها هستند: یعنی، غیرممکن بودن اینکه ماده، مغز، بتواند ذهن را کنترل یا مختل کند، بتواند رنج ببرد یا باعث رنج شود؛ همچنین این واقعیت که حقیقت و عشق، حالت سالمی را ایجاد میکنند، ذهن فانی یا فکر بیمار را هدایت و اداره میکنند و همه خطاها را، چه زوال عقل، نفرت یا هر اختلاف دیگری نامیده شود، از بین میبرند.
The treatment of insanity is especially interesting. However obstinate the case, it yields more readily than do most diseases to the salutary action of truth, which counteracts error. The arguments to be used in curing insanity are the same as in other diseases: namely, the impossibility that matter, brain, can control or derange mind, can suffer or cause suffering; also the fact that truth and love will establish a healthy state, guide and govern mortal mind or the thought of the patient, and destroy all error, whether it is called dementia, hatred, or any other discord.
مکاشفه 12: 9. و اژدهای بزرگ انداخته شد، آن مار قدیمی که ابلیس و شیطان نامیده میشود و تمام جهان را فریب میدهد. او به زمین انداخته شد و فرشتگانش با او انداخته شدند.
آن ادعای دروغین - آن باور باستانی، آن مار قدیمی که نامش شیطان (شر) است و ادعا میکند که در ماده هوشی وجود دارد که به انسانها سود میرساند یا به آنها آسیب میرساند - توهم محض است، اژدهای سرخ؛ و توسط مسیح، حقیقت، ایده معنوی، به بیرون افکنده میشود و بنابراین ناتوان از کار در میآید. کلمات "به زمین افکنده شده" نشان میدهد که اژدها هیچ است، از خاک به خاک؛ و بنابراین، در ادعای سخنوریاش، باید از ابتدا دروغگو باشد.
Revelation xii. 9. And the great dragon was cast out, that old serpent, called the devil, and Satan, which deceiveth the whole world: he was cast out into the earth, and his angels were cast out with him.
That false claim — that ancient belief, that old serpent whose name is devil (evil), claiming that there is intelligence in matter either to benefit or to injure men — is pure delusion, the red dragon; and it is cast out by Christ, Truth, the spiritual idea, and so proved to be powerless. The words "cast unto the earth" show the dragon to be nothingness, dust to dust; and therefore, in his pretence of being a talker, he must be a lie from the beginning.
شر، همچون گذشته، هنوز هم ایده معنوی را با ماهیت و روشهای خطا متهم میکند. این غریزه حیوانی بدخواه، که اژدها نمونهای از آن است، انسانهای فانی را تحریک میکند تا حتی همنوعان خود را از نظر اخلاقی و جسمی بکشند و بدتر از آن، بیگناهان را به این جنایت متهم کنند. این آخرین ضعف گناه، مرتکب آن را در شبی بیستاره فرو خواهد برد.
As of old, evil still charges the spiritual idea with error's own nature and methods. This malicious animal instinct, of which the dragon is the type, incites mortals to kill morally and physically even their fellow-mortals, and worse still, to charge the innocent with the crime. This last infirmity of sin will sink its perpetrator into a night without a star.
مکاشفهگر، پرده از این تجسم تمام شر برمیدارد و شخصیت وحشتناک آن را میبیند؛ اما او همچنین نیستی شر و تمامیت خدا را میبیند. مکاشفهگر آن مار پیر را میبیند که نامش شیطان یا شر است، که خستگیناپذیر مراقب است تا پاشنه حقیقت را بگزد و ظاهراً مانع از زاده شدن ایده معنوی شود، ایدهای که سرشار از سلامت، تقدس و جاودانگی است.
The Revelator lifts the veil from this embodiment of all evil, and beholds its awful character; but he also sees the nothingness of evil and the allness of God. The Revelator sees that old serpent, whose name is devil or evil, holding untiring watch, that he may bite the heel of truth and seemingly impede the offspring of the spiritual idea, which is prolific in health, holiness, and immortality.
برای پیروزی بر یک گناه واحد، پروردگار لشکرها را شکر و ستایش میکنیم. درباره پیروزی قدرتمند بر همه گناهان چه خواهیم گفت؟ آهنگی بلندتر، شیرینتر از همیشه به آسمان بلند رسیده است، اکنون واضحتر و نزدیکتر به قلب بزرگ مسیح برمیخیزد؛ زیرا متهمکننده آنجا نیست و عشق، کشش اولیه و جاودانه خود را میفرستد. انکار نفس، که با آن همه چیز را برای حقیقت یا مسیح، در جنگ خود علیه خطا، فدا میکنیم، یک قاعده در علوم مسیحی است. این قاعده به وضوح خدا را به عنوان اصل الهی تفسیر میکند، - به عنوان زندگی، که توسط پدر نمایندگی میشود؛ به عنوان حقیقت، که توسط پسر نمایندگی میشود؛ به عنوان عشق، که توسط مادر نمایندگی میشود. هر فانی در برههای، اینجا یا پس از آن، باید با اعتقاد فانی به قدرتی مخالف خدا دست و پنجه نرم کند و بر آن غلبه کند.
For victory over a single sin, we give thanks and magnify the Lord of Hosts. What shall we say of the mighty conquest over all sin? A louder song, sweeter than has ever before reached high heaven, now rises clearer and nearer to the great heart of Christ; for the accuser is not there, and Love sends forth her primal and everlasting strain. Self-abnegation, by which we lay down all for Truth, or Christ, in our warfare against error, is a rule in Christian Science. This rule clearly interprets God as divine Principle, — as Life, represented by the Father; as Truth, represented by the Son; as Love, represented by the Mother. Every mortal at some period, here or hereafter, must grapple with and overcome the mortal belief in a power opposed to God.
وظایف روزانه
توسط مری بیکر ادی
نماز روزانه
وظیفه هر عضو این کلیسا است که هر روز نماز بخواند: "پادشاهی تو آمده است" بگذارید سلطنت حقیقت ، زندگی و عشق الهی در من تثبیت شود و همه گناهان من را از بین ببرد. و ممکن است کلام تو محبتهای همه بشریت را غنی کند ، و بر آنها حکومت کند!
کتابچه راهنمای کلیسا ، ماده 8 ، بخش 4
قانونی برای انگیزه ها و اعمال
نه خصومت و نه دلبستگی شخصی نباید انگیزه ها یا اعمال اعضای کلیسای مادر را تحریک کند. در علم ، عشق الهی به تنهایی بر بشر حکومت می کند. و یک دانشمند مسیحی امکانات شیرین عشق را ، در سرزنش گناه ، برادری واقعی ، خیرخواهی و گذشت ، منعکس می کند. اعضای این کلیسا باید روزانه تماشا کنند و دعا کنند تا از شر هر گونه شر ، از پیشگویی ، قضاوت ، محکومیت ، مشاوره ، تأثیرگذاری یا تأثیرگذاری اشتباه خلاص شوند.
کتابچه راهنمای کلیسا ، ماده 8 ، بخش 1
هشدار به وظیفه
این وظیفه هر عضو این کلیسا است که روزانه از خود در برابر پیشنهادات ذهنی تهاجمی دفاع کند و فراموش نشود و وظیفه خود را در قبال خدا ، رهبر خود و بشر فراموش نکند. با کارهای او قضاوت خواهد شد ، - و توجیه یا محکوم خواهد شد.
کتابچه راهنمای کلیسا ، ماده 8 ، بخش 6