یکشنبه، فوریه 1، 2026
این حکم را از او داریم که هر که خدا را دوست دارد، برادر خود را نیز دوست بدارد.۔
“This commandment have we from him, That he who loveth God love his brother also.”
7 ای عزیزان، بیایید یکدیگر را محبت کنیم زیرا که محبت از خداست. و هر که دوست دارد از خدا زاده شده و خدا را می شناسد.
8 کسی که دوست ندارد خدا را نمی شناسد. زیرا خدا عشق است
9 در این امر محبت خدا نسبت به ما آشکار شد، زیرا خدا پسر یگانه خود را به جهان فرستاد تا به وسیله او زندگی کنیم.
10 عشق در اینجاست، نه اینکه ما خدا را دوست داشتیم، بلکه او ما را دوست داشت و پسرش را فرستاد تا کفاره گناهان ما باشد.
11 عزیزان، اگر خدا ما را اینگونه محبت کرد، ما نیز باید یکدیگر را دوست داشته باشیم.
12 هیچ کس خدا را در هر زمان ندیده است. اگر یکدیگر را دوست داشته باشیم ، خدا در ما ساکن است و عشق او در ما کامل می شود.
18 در عشق ترسی نیست، بلکه عشق کامل ترس را بیرون میراند.
7. Beloved, let us love one another: for love is of God; and every one that loveth is born of God, and knoweth God.
8. He that loveth not knoweth not God; for God is love.
9. In this was manifested the love of God toward us, because that God sent his only begotten Son into the world, that we might live through him.
10. Herein is love, not that we loved God, but that he loved us.
11. Beloved, if God so loved us, we ought also to love one another.
12. If we love one another, God dwelleth in us, and his love is perfected in us.
18. There is no fear in love; but perfect love casteth out fear.
د درس خطبه
1 خداوند نور و نجات من است؛ از که بترسم؟ خداوند قوت جان من است؛ از که بترسم؟
5 زیرا در زمان سختی مرا در خیمه خود پنهان خواهد کرد؛ در نهانگاه خیمه خود مرا پنهان خواهد کرد؛ مرا بر صخرهای برپا خواهد داشت.
6 و اکنون سرم بر فراز دشمنانم که مرا احاطه کردهاند، برافراشته خواهد شد. بنابراین در خیمه او قربانیهای شادی تقدیم خواهم کرد؛ سرود خواهم خواند، آری، برای خداوند سرود ستایش خواهم خواند.
11 ای خداوند، راه خود را به من بیاموز و مرا به خاطر دشمنانم در راه راست هدایت کن.
14 به خداوند توکل کن: دلیر باش و او قلب تو را تقویت خواهد کرد. میگویم، به خداوند توکل کن.
1 The Lord is my light and my salvation; whom shall I fear? the Lord is the strength of my life; of whom shall I be afraid?
5 For in the time of trouble he shall hide me in his pavilion: in the secret of his tabernacle shall he hide me; he shall set me up upon a rock.
6 And now shall mine head be lifted up above mine enemies round about me: therefore will I offer in his tabernacle sacrifices of joy; I will sing, yea, I will sing praises unto the Lord.
11 Teach me thy way, O Lord, and lead me in a plain path, because of mine enemies.
14 Wait on the Lord: be of good courage, and he shall strengthen thine heart: wait, I say, on the Lord.
41 و عیسو به سبب برکتی که پدرش به یعقوب داده بود، از او بیزار بود. و عیسو در دل خود گفت: روزهای سوگواری برای پدرم نزدیک است؛ آنگاه برادرم یعقوب را خواهم کشت.
42 و این سخنان پسر بزرگش عیسو را به ربکا گفتند. پس او فرستاده، پسر کوچکش یعقوب را فراخواند و به او گفت:
43 ... پسرم، سخن مرا بشنو. و برخیز و نزد برادرم لابان به حران فرار کن.»
41 And Esau hated Jacob because of the blessing wherewith his father blessed him: and Esau said in his heart, The days of mourning for my father are at hand; then will I slay my brother Jacob.
42 And these words of Esau her elder son were told to Rebekah: and she sent and called Jacob her younger son, and said unto him,
43 … my son, obey my voice; and arise, flee thou to Laban my brother to Haran;
3 و خداوند به یعقوب گفت: به سرزمین پدرانت و به سوی خویشانت بازگرد و من با تو خواهم بود.
3 And the Lord said unto Jacob, Return unto the land of thy fathers, and to thy kindred; and I will be with thee.
1 و یعقوب به راه خود رفت و فرشتگان خدا او را ملاقات کردند.
3 و یعقوب پیش از او قاصدانی نزد برادرش عیسو به سرزمین سعیر، سرزمین ادوم فرستاد.
6 و فرستادگان نزد یعقوب بازگشتند و گفتند: ما نزد برادرت عیسو آمدیم و او نیز با چهارصد نفر با او به ملاقات تو می آید.
7 سپس یعقوب به شدت ترسید و مضطرب شد:
24 و یعقوب تنها ماند. و مردی با او تا آخر وقت کشتی گرفت.
25 و چون دید که بر او چیره نمی شود، به گودی ران او دست زد. و حفره ران یعقوب در حالی که با او کشتی می گرفت از مفصل خارج شده بود.
26 و او گفت: اجازه دهید بروم، زیرا روز فرا می رسد. و گفت: من تو را رها نمیکنم مگر اینکه مرا برکت دهی.
27 و به او گفت: نام تو چیست؟ و او گفت: یعقوب.
28 و او گفت: نام تو دیگر یعقوب نامیده نخواهد شد، بلکه اسرائیل، زیرا تو مانند یک شاهی نزد خدا و با مردم قدرت داری و پیروز شده ای.
29 و یعقوب از او پرسید و گفت: نامت را به من بگو. و گفت: برای چه نام من را می خواهی؟ و او را در آنجا برکت داد.
1 And Jacob went on his way,
3 And Jacob sent messengers before him to Esau his brother …
6 And the messengers returned to Jacob, saying, We came to thy brother Esau, and also he cometh to meet thee, and four hundred men with him.
7 Then Jacob was greatly afraid and distressed:
24 And Jacob was left alone; and there wrestled a man with him until the breaking of the day.
25 And when he saw that he prevailed not against him, he touched the hollow of his thigh; and the hollow of Jacob’s thigh was out of joint, as he wrestled with him.
26 And he said, Let me go, for the day breaketh. And he said, I will not let thee go, except thou bless me.
27 And he said unto him, What is thy name? And he said, Jacob.
28 And he said, Thy name shall be called no more Jacob, but Israel: for as a prince hast thou power with God and with men, and hast prevailed.
29 And Jacob asked him, and said, Tell me, I pray thee, thy name. And he said, Wherefore is it that thou dost ask after my name? And he blessed him there.
1 و یعقوب چشمان خود را بلند کرد و نگریست و اینک عیسو با چهارصد مرد آمد.
3 و از پیش روی ایشان گذشت و هفت بار به زمین تعظیم کرد تا اینکه به برادرش نزدیک شد.
4 و عیسو به استقبال او دوید و او را در آغوش گرفت و بر گردن او افتاد و او را بوسید و گریستند.
1 And Jacob lifted up his eyes, and looked, and, behold, Esau came, and with him four hundred men.
3 And he passed over before them, and bowed himself to the ground seven times, until he came near to his brother.
4 And Esau ran to meet him, and embraced him, and fell on his neck, and kissed him: and they wept.
23 و عیسی در تمام جلیل میگشت و در کنیسههای ایشان تعلیم میداد و مژده پادشاهی را موعظه میکرد و انواع بیماریها و امراض مردم را شفا میداد.
23 And Jesus went about all Galilee, teaching in their synagogues, and preaching the gospel of the kingdom, and healing all manner of sickness and all manner of disease among the people.
1 و چون جمعیت را دید، به کوهی بالا رفت و چون غروب کرد، شاگردانش نزد او آمدند.
2 و دهان خود را گشود و به آنها تعلیم داد و گفت:
21 شنیده اید که آنها از قدیم گفته اند: مبادا بکش. و هر که بکشد در خطر قضاوت خواهد بود.
22 اما من به شما می گویم که هر که بدون دلیل بر برادر خود خشمگین شود در خطر داوری خواهد بود و هر که به برادر خود بگوید راکا در خطر شورا خواهد بود، اما هر که بگوید: ای احمق، در خطر آتش جهنم خواهد بود
23 پس اگر هدایای خود را به مذبح بیاوری و در آنجا به یاد بیاوری که برادرت علیه تو کاری دارد.
24 هدایای خود را آنجا در مقابل مذبح بگذار و برو. ابتدا با برادرت آشتی کن و سپس بیا و هدیه خود را تقدیم کن.
43 شنیده اید که گفته شده است، همسایه خود را دوست بدار و از دشمن خود متنفر باش.
44 اما من به شما می گویم: دشمنان خود را دوست بدارید، آنها را که شما را نفرین می کنند برکت دهید، به کسانی که از شما نفرت دارند نیکی کنید و برای کسانی که شما را مورد آزار و اذیت قرار می دهند دعا کنید.
45 تا فرزندان پدر آسمانی خود باشید زیرا او خورشید خود را بر شرور و نیکو طلوع میکند و بر عادلان و ظالمان باران میبارد.
48 پس کامل باشید همانطور که پدر شما که در آسمان است کامل است.
2 And he opened his mouth, and taught them, saying,
21 Ye have heard that it was said by them of old time, Thou shalt not kill; and whosoever shall kill shall be in danger of the judgment:
22 But I say unto you, That whosoever is angry with his brother without a cause shall be in danger of the judgment:
23 Therefore if thou bring thy gift to the altar, and there rememberest that thy brother hath ought against thee;
24 Leave there thy gift before the altar, and go thy way; first be reconciled to thy brother, and then come and offer thy gift.
43 Ye have heard that it hath been said, Thou shalt love thy neighbour, and hate thine enemy.
44 But I say unto you, Love your enemies, bless them that curse you, do good to them that hate you, and pray for them which despitefully use you, and persecute you;
45 That ye may be the children of your Father which is in heaven:
48 Be ye therefore perfect, even as your Father which is in heaven is perfect.
31 و چنانکه میخواهید مردم با شما رفتار کنند، شما نیز با ایشان همانطور رفتار کنید.
36 پس مهربان باشید، چنانکه پدر شما نیز مهربان است.
37 داوری نکنید تا داوری نشوید. محکوم نکنید تا محکوم نشوید. ببخشید تا بخشیده شوید.
31 And as ye would that men should do to you, do ye also to them likewise.
36 Be ye therefore merciful, as your Father also is merciful.
37 Judge not, and ye shall not be judged: condemn not, and ye shall not be condemned: forgive, and ye shall be forgiven:
14 زیرا اگر شما خطاهای مردم را ببخشید، پدر آسمانی شما نیز شما را خواهد بخشید.
15 اما اگر شما خطاهای مردم را نبخشید، پدر شما نیز خطاهای شما را نخواهد بخشید.
14 For if ye forgive men their trespasses, your heavenly Father will also forgive you:
15 But if ye forgive not men their trespasses, neither will your Father forgive your trespasses.
21 آنگاه پطرس نزد او آمد و گفت: خداوندا، چند بار برادرم به من گناه می کند و من او را می بخشم؟ تا هفت بار؟
22 عیسی به او گفت، به تو نمی گویم تا هفت بار، بلکه تا هفتاد بار هفت.
21 Then came Peter to him, and said, Lord, how oft shall my brother sin against me, and I forgive him? till seven times?
22 Jesus saith unto him, I say not unto thee, Until seven times: but, Until seventy times seven.
1 هر که ایمان دارد که عیسی، مسیح است، از خدا زاده شده است:
2 از این میدانیم که فرزندان خدا را دوست داریم، وقتی خدا را دوست داریم و احکام او را نگه
میداریم.
3 زیرا این عشق به خداست که احکام او را نگه داریم و احکام او سنگین نیست.
4 زیرا هر که از خدا زاده شده است، بر جهان غلبه میکند و این پیروزی است که بر جهان غلبه
میکند، یعنی ایمان ما.
1 Whosoever believeth that Jesus is the Christ is born of God:
2 By this we know that we love the children of God, when we love God, and keep his commandments.
3 For this is the love of God, that we keep his commandments: and his commandments are not grievous.
4 For whatsoever is born of God overcometh the world: and this is the victory that overcometh the world, even our faith.
عشق الهی همیشه هر نیاز انسانی را برآورده کرده و همیشه برآورده خواهد کرد.
... برای تمام بشریت و در هر ساعت، عشق الهی همه خوبیها را فراهم میکند.
معجزه لطف الهی برای عشق معجزه نیست.
Divine Love always has met and always will meet every human need.
… to all mankind and in every hour, divine Love supplies all good.
The miracle of grace is no miracle to Love.
تجربیات شدید باور به حیات فرضی ماده، و همچنین ناامیدیها و رنجهای بیپایان ما، ما را مانند کودکان خسته به آغوش عشق الهی بازمیگرداند.
انسانهای فانی ممکن است به دنبال درک علم مسیحی باشند، اما نمیتوانند حقایق هستی را بدون تلاش برای آنها از علم مسیحی بیاموزند.
The sharp experiences of belief in the supposititious life of matter, as well as our disappointments and ceaseless woes, turn us like tired children to the arms of divine Love.
Mortals may seek the understanding of Christian Science, but they will not be able to glean from Christian Science the facts of being without striving for them.
یعقوب تنها بود و با خطا دست و پنجه نرم میکرد - با حس فانی زندگی، جوهر و هوش به عنوان موجود در ماده با لذتها و دردهای کاذب آن دست و پنجه نرم میکرد - که فرشتهای، پیامی از حقیقت و عشق، بر او ظاهر شد و تار و پود یا نیروی خطای او را کوبید تا اینکه غیرواقعی بودن آن را دید؛ و حقیقت، که از این طریق فهمیده شد، در این پنیل علم الهی به او قدرت معنوی بخشید. سپس بشارت دهنده معنوی گفت: "مرا رها کن، زیرا روز طلوع میکند؛" یعنی نور حقیقت و عشق بر تو طلوع میکند. اما پدرسالار، با درک خطا و نیازش به کمک، تا زمانی که طبیعتش دگرگون نشد، چنگ خود را بر این نور باشکوه سست نکرد. وقتی از یعقوب پرسیدند: "نام تو چیست؟" او فوراً پاسخ داد؛ و سپس نام او به اسرائیل تغییر یافت، زیرا "به عنوان یک شاهزاده" پیروز شده بود و "با خدا و مردم قدرت داشت". سپس یعقوب از نجات دهنده خود پرسید: "از تو التماس میکنم، نام خود را به من بگو." اما این لقب محفوظ ماند، زیرا پیامآور موجودی مادی نبود، بلکه افاضهای بینام و غیرمادی از عشق الهی به انسان بود که، به قول مزمورنویس، روح او را احیا میکرد - به او حس معنوی وجود میداد و حس مادی او را سرزنش میکرد.
نتیجه مبارزه یعقوب بدین ترتیب آشکار شد. او با درک روح و قدرت معنوی بر خطای مادی غلبه کرده بود. این امر مرد را تغییر داد. او دیگر یعقوب نامیده نمیشد، بلکه اسرائیل نامیده میشد - شاهزاده خدا یا سرباز خدا که نبرد خوبی را پشت سر گذاشته بود.
Jacob was alone, wrestling with error, — struggling with a mortal sense of life, substance, and intelligence as existent in matter with its false pleasures and pains, — when an angel, a message from Truth and Love, appeared to him and smote the sinew, or strength, of his error, till he saw its unreality; and Truth, being thereby understood, gave him spiritual strength in this Peniel of divine Science. Then said the spiritual evangel: "Let me go, for the day breaketh;" that is, the light of Truth and Love dawns upon thee. But the patriarch, perceiving his error and his need of help, did not loosen his hold upon this glorious light until his nature was transformed. When Jacob was asked, "What is thy name?" he straightway answered; and then his name was changed to Israel, for "as a prince" had he prevailed and had "power with God and with men." Then Jacob questioned his deliverer, "Tell me, I pray thee, thy name;" but this appellation was withheld, for the messenger was not a corporeal being, but a nameless, incorporeal impartation of divine Love to man, which, to use the word of the Psalmist, restored his Soul, — gave him the spiritual sense of being and rebuked his material sense.
The result of Jacob's struggle thus appeared. He had conquered material error with the understanding of Spirit and of spiritual power. This changed the man. He was no longer called Jacob, but Israel, — a prince of God, or a soldier of God, who had fought a good fight.
هر آزمایشی که در ایمان ما به خدا صورت میگیرد، ما را قویتر میکند. هر چه شرایط مادی که روح باید بر آن غلبه کند، دشوارتر به نظر برسد، ایمان ما قویتر و عشق ما خالصتر خواهد بود. یوحنای رسول میگوید: "در عشق ترسی نیست، بلکه عشق کامل ترس را بیرون میراند... کسی که میترسد، در عشق کامل نشده است."
Every trial of our faith in God makes us stronger. The more difficult seems the material condition to be overcome by Spirit, the stronger should be our faith and the purer our love. The Apostle John says: "There is no fear in Love, but perfect Love casteth out fear. ... He that feareth is not made perfect in Love."
در هر زمان و تحت هر شرایطی، بدی را با خوبی مغلوب کن. خود را بشناس، و خداوند خرد و فرصت پیروزی بر بدی را فراهم خواهد کرد. در لباس عشق، نفرت انسانی نمیتواند به تو برسد.
At all times and under all circumstances, overcome evil with good. Know thyself, and God will supply the wisdom and the occasion for a victory over evil. Clad in the panoply of Love, human hatred cannot reach you.
آنچه بیش از همه به آن نیاز داریم، دعایی است که اشتیاق وافر برای رشد در فیض الهی را در خود دارد و در صبر، فروتنی، عشق و اعمال نیک تجلی مییابد. پیروی از فرامین استادمان و پیروی از الگوی او، دین واقعی ما به اوست و تنها گواه شایستهی قدردانی ما از تمام کارهایی است که او انجام داده است. عبادت ظاهری به خودی خود برای ابراز قدردانی صادقانه و صمیمانه کافی نیست، زیرا او فرموده است: "اگر مرا دوست دارید، فرامین مرا نگه دارید."
تلاش همیشگی برای همیشه خوب بودن، دعای بیوقفه است. انگیزههای آن در برکاتی که به همراه دارند، آشکار میشود - برکاتی که حتی اگر با کلمات قابل شنیدن تصدیق نشوند، شایستگی ما را برای سهیم بودن در عشق گواهی میدهند.
صرفاً درخواست اینکه خدا را دوست داشته باشیم، هرگز ما را عاشق او نمیکند؛ اما اشتیاق برای بهتر و مقدستر بودن، که در مراقبت روزانه و تلاش برای جذب بیشتر شخصیت الهی بیان میشود، ما را از نو شکل میدهد و میآراید، تا زمانی که در شباهت او بیدار شویم.
What we most need is the prayer of fervent desire for growth in grace, expressed in patience, meekness, love, and good deeds. To keep the commandments of our Master and follow his example, is our proper debt to him and the only worthy evidence of our gratitude for all that he has done. Outward worship is not of itself sufficient to express loyal and heartfelt gratitude, since he has said: "If ye love me, keep my commandments."
The habitual struggle to be always good is unceasing prayer. Its motives are made manifest in the blessings they bring, — blessings which, even if not acknowledged in audible words, attest our worthiness to be partakers of Love.
Simply asking that we may love God will never make us love Him; but the longing to be better and holier, expressed in daily watchfulness and in striving to assimilate more of the divine character, will mould and fashion us anew, until we awake in His likeness.
عشق به خود، از یک جسم جامد هم تیرهتر است. با اطاعت صبورانه از خدای صبور، بیایید تلاش کنیم تا با حلال جهانی عشق، سرسختی خطا - خودرأیی، خود توجیهی و عشق به خود - را که با معنویت در جنگ است و قانون گناه و مرگ است، از بین ببریم.
Self-love is more opaque than a solid body. In patient obedience to a patient God, let us labor to dissolve with the universal solvent of Love the adamant of error, — self-will, self-justification, and self-love, — which wars against spirituality and is the law of sin and death.
اگر خودخواهی جای خود را به مهربانی داده است، ما باید با بیطرفی به همسایه خود نگاه کنیم و کسانی را که ما را نفرین میکنند، برکت دهیم؛ اما هرگز نمیتوانیم این وظیفه بزرگ را صرفاً با درخواست انجام آن انجام دهیم. قبل از اینکه بتوانیم از ثمره امید و ایمان خود لذت ببریم، باید صلیبی را بر دوش بکشیم.
If selfishness has given place to kindness, we shall regard our neighbor unselfishly, and bless them that curse us; but we shall never meet this great duty simply by asking that it may be done. There is a cross to be taken up before we can enjoy the fruition of our hope and faith.
معجزه بزرگ، از نظر انسان، عشق الهی است و ضرورت والای هستی، رسیدن به ایده واقعی از آنچه پادشاهی آسمان را در انسان تشکیل میدهد، میباشد. این هدف هرگز محقق نمیشود، مادامی که از همسایه خود متنفر باشیم یا ارزیابی نادرستی از کسی که خداوند برای بیان کلام خود منصوب کرده است، داشته باشیم.
The great miracle, to human sense, is divine Love, and the grand necessity of existence is to gain the true idea of what constitutes the kingdom of heaven in man. This goal is never reached while we hate our neighbor or entertain a false estimate of anyone whom God has appointed to voice His Word.
علم مسیحی به انسان دستور میدهد که بر تمایلات خود مسلط شود - نفرت را با مهربانی مهار کند، شهوت را با عفت، انتقام را با نیکوکاری مغلوب کند و فریب را با صداقت مغلوب سازد. اگر نمیخواهید لشکری از توطئهگران علیه سلامتی، شادی و موفقیت را در دل خود پرورش دهید، این خطاها را در مراحل اولیه خفه کنید.
Christian Science commands man to master the propensities, — to hold hatred in abeyance with kindness, to conquer lust with chastity, revenge with charity, and to overcome deceit with honesty. Choke these errors in their early stages, if you would not cherish an army of conspirators against health, happiness, and success.
اگر به اندازه کافی بر خطاهای حس مادی پیروز شده باشیم که به روح اجازه دهیم کنترل را در دست بگیرد، از گناه بیزار خواهیم بود و آن را زیر هر نقابی سرزنش خواهیم کرد. تنها از این طریق میتوانیم دشمنان خود را برکت دهیم، هرچند که ممکن است سخنان ما را اینگونه تفسیر نکنند.
If we have triumphed sufficiently over the errors of material sense to allow Soul to hold the control, we shall loathe sin and rebuke it under every mask. Only in this way can we bless our enemies, though they may not so construe our words.
عشق به خدا و انسان، انگیزه واقعی در شفا و آموزش است. عشق الهام میبخشد، روشن میکند، تعیین میکند و راه را نشان میدهد. انگیزههای درست به اندیشه بال و پر میدهد و به گفتار و عمل قدرت و آزادی میدهد. عشق، کاهنه در محراب حقیقت است. صبورانه منتظر باشید تا عشق الهی بر آبهای ذهن فانی جاری شود و مفهوم کامل را شکل دهد.
Love for God and man is the true incentive in both healing and teaching. Love inspires, illumines, designates, and leads the way. Right motives give pinions to thought, and strength and freedom to speech and action. Love is priestess at the altar of Truth. Wait patiently for divine Love to move upon the waters of mortal mind, and form the perfect concept.
وظایف روزانه
توسط مری بیکر ادی
نماز روزانه
وظیفه هر عضو این کلیسا است که هر روز نماز بخواند: "پادشاهی تو آمده است" بگذارید سلطنت حقیقت ، زندگی و عشق الهی در من تثبیت شود و همه گناهان من را از بین ببرد. و ممکن است کلام تو محبتهای همه بشریت را غنی کند ، و بر آنها حکومت کند!
کتابچه راهنمای کلیسا ، ماده 8 ، بخش 4
قانونی برای انگیزه ها و اعمال
نه خصومت و نه دلبستگی شخصی نباید انگیزه ها یا اعمال اعضای کلیسای مادر را تحریک کند. در علم ، عشق الهی به تنهایی بر بشر حکومت می کند. و یک دانشمند مسیحی امکانات شیرین عشق را ، در سرزنش گناه ، برادری واقعی ، خیرخواهی و گذشت ، منعکس می کند. اعضای این کلیسا باید روزانه تماشا کنند و دعا کنند تا از شر هر گونه شر ، از پیشگویی ، قضاوت ، محکومیت ، مشاوره ، تأثیرگذاری یا تأثیرگذاری اشتباه خلاص شوند.
کتابچه راهنمای کلیسا ، ماده 8 ، بخش 1
هشدار به وظیفه
این وظیفه هر عضو این کلیسا است که روزانه از خود در برابر پیشنهادات ذهنی تهاجمی دفاع کند و فراموش نشود و وظیفه خود را در قبال خدا ، رهبر خود و بشر فراموش نکند. با کارهای او قضاوت خواهد شد ، - و توجیه یا محکوم خواهد شد.
کتابچه راهنمای کلیسا ، ماده 8 ، بخش 6