یکشنبه، مه 3، 2026
زیرا خدا پسر خود را به جهان نفرستاد تا جهانیان را محکوم کند، بلکه فرستاد تا به وسیله او نجات یابند.۔
“For God sent not his Son into the world to condemn the world; but that the world through him might be saved.”
1 به راستی جان من در انتظار خداست، نجات من از اوست.
2 تنها او صخره و نجات من است. او دفاع من است. من خیلی متاثر نمی شوم.
5 جان من، فقط در انتظار خدا باش. زیرا انتظار من از اوست.
7 نجات و جلال من در خداست، صخره قوت و پناه من در خداست.
8 همیشه به او اعتماد کنید؛ ای مردم، دل خود را بر او بریزید که خدا پناهگاه ماست.
1. Truly my soul waiteth upon God: from him cometh my salvation.
2. He only is my rock and my salvation; he is my defence; I shall not be greatly moved.
5. My soul, wait thou only upon God; for my expectation is from him.
7. In God is my salvation and my glory: the rock of my strength, and my refuge, is in God.
8. Trust in him at all times; ye people, pour out your heart before him: God is a refuge for us.
د درس خطبه
1 خداوند را سپاس گویید زیرا او نیکو است زیرا رحمت او تا ابدالاباد است.
2 آنهایی که خداوند از دست دشمن نجات داده است، چنین بگویند.
3 و ایشان را از سرزمینها از مشرق و مغرب و شمال و جنوب جمع کرد.
4 آنها در بیابان به صورت انفرادی سرگردان بودند. شهری برای سکونت پیدا نکردند.
5 گرسنه و تشنه روحشان در آنها غش کرد.
6 سپس در مصیبت خود نزد خداوند فریاد زدند و او آنها را از مصیبتهایشان نجات داد.
1 O give thanks unto the Lord, for he is good: for his mercy endureth for ever.
2 Let the redeemed of the Lord say so, whom he hath redeemed from the hand of the enemy;
3 And gathered them out of the lands, from the east, and from the west, from the north, and from the south.
4 They wandered in the wilderness in a solitary way; they found no city to dwell in.
5 Hungry and thirsty, their soul fainted in them.
6 Then they cried unto the Lord in their trouble, and he delivered them out of their distresses.
1 پس ما که با او همکار هستیم، از شما نیز التماس میکنیم که فیض خدا را بیهوده دریافت نکنید.
2 زیرا میگوید: «در زمان مقبول، تو را اجابت کردم و در روز نجات، تو را یاری نمودم. اینک، اکنون زمان مقبول است؛ اینک، اکنون روز نجات است.»
1 We then, as workers together with him, beseech you also that ye receive not the grace of God in vain.
2 (For he saith, I have heard thee in a time accepted, and in the day of salvation have I succoured thee: behold, now is the accepted time; behold, now is the day of salvation.)
12 پس ای عزیزان من، چنانکه همیشه اطاعت میکردید، نه فقط در حضور من، بلکه اکنون بسیار بیشتر در غیاب من، نجات خود را با ترس و لرز به عمل آورید.
13 زیرا خداست که در شما، هم اراده و هم عمل را به رضای خود به عمل میآورد.
12 Wherefore, my beloved, as ye have always obeyed, not as in my presence only, but now much more in my absence, work out your own salvation with fear and trembling.
13 For it is God which worketh in you both to will and to do of his good pleasure.
1 نعمان، فرمانده لشکر پادشاه شام، در نزد ارباب خود مردی بزرگ و محترم بود، زیرا خداوند به وسیله او سوریه را نجات داده بود.
2 و سوری ها گروهان بیرون آمده بودند و کنیز کوچکی را از سرزمین اسرائیل اسیر کرده بودند. و او منتظر همسر نعمان بود.
3 و او به معشوقه خود گفت: ای کاش خداوند با پیامبری که در سامره است باشد. زیرا که او را از جذامش بهبود می بخشد.
4 و یکی داخل شد و به ارباب خود خبر داد و گفت: کنیز از سرزمین اسرائیل چنین و چنان گفت.
9 پس نعمان با اسبها و ارابه خود آمد و بر در خانه الیشع ایستاد.
10 و الیشع رسولی نزد او فرستاد و گفت: برو و هفت بار در اردن بشوئی، و گوشت تو نزد تو خواهد آمد و پاک خواهی شد.
11 امّا نعمان خشمگین شد و رفت و گفت: اینک، فکر کردم که حتماً نزد من خواهد آمد و بایستد و نام یهوه خدای خود را خواهد خواند و دست خود را بر آن مکان خواهد زد و آن را باز می گرداند. جذامی
12 آیا آبانا و فارپار، رودهای دمشق، بهتر از تمام آبهای اسرائیل نیستند؟ آیا نمی توانم در آنها شسته شوم و پاک باشم؟ پس برگشت و با عصبانیت رفت.
13 و بندگانش نزدیک شده، با او صحبت کرده، گفتند: پدرم، اگر پیامبر به تو دستور می داد که کار بزرگی انجام دهی، آیا آن را انجام نمی دادی؟ پس چقدر بهتر است وقتی به تو می گوید: بشو و پاک باش؟
14 آنگاه فرود آمد و به قول مرد خدا هفت بار در اردن غوطه ور شد و گوشت او مانند گوشت کودکی شد و پاک شد.
15 و نزد مرد خدا، او و تمام گروهش بازگشت، آمد، و در مقابل او ایستاد و گفت: اینک، اکنون می دانم که خدایی در تمام زمین نیست، مگر در اسرائیل.
16 اما او گفت: به حیات خداوند که در حضورش ایستادهام سوگند که چیزی نخواهم پذیرفت. و از او خواهش کرد که آن را بپذیرد، اما او قبول نکرد.
1 Now Naaman, captain of the host of the king of Syria, was a great man with his master, and honourable, because by him the Lord had given deliverance unto Syria: he was also a mighty man in valour, but he was a leper.
2 And the Syrians had gone out by companies, and had brought away captive out of the land of Israel a little maid; and she waited on Naaman’s wife.
3 And she said unto her mistress, Would God my lord were with the prophet that is in Samaria! for he would recover him of his leprosy.
4 And one went in, and told his lord, saying, Thus and thus said the maid that is of the land of Israel.
9 So Naaman came with his horses and with his chariot, and stood at the door of the house of Elisha.
10 And Elisha sent a messenger unto him, saying, Go and wash in Jordan seven times, and thy flesh shall come again to thee, and thou shalt be clean.
11 But Naaman was wroth, and went away, and said, Behold, I thought, He will surely come out to me, and stand, and call on the name of the Lord his God, and strike his hand over the place, and recover the leper.
12 Are not Abana and Pharpar, rivers of Damascus, better than all the waters of Israel? may I not wash in them, and be clean? So he turned and went away in a rage.
13 And his servants came near, and spake unto him, and said, My father, if the prophet had bid thee do some great thing, wouldest thou not have done it? how much rather then, when he saith to thee, Wash, and be clean.
14 Then went he down, and dipped himself seven times in Jordan, according to the saying of the man of God: and his flesh came again like unto the flesh of a little child, and he was clean.
15 And he returned to the man of God, he and all his company, and came, and stood before him: and he said, Behold, now I know that there is no God in all the earth, but in Israel: now therefore, I pray thee, take a blessing of thy servant.
16 But he said, As the Lord liveth, before whom I stand, I will receive none. And he urged him to take it; but he refused.
1 و عیسی داخل شد و از اریحا گذشت.
2 و اینک مردی بود به نام زکیوس که رئیس باجگیران بود و ثروتمند بود.
3 و او میخواست عیسی را ببیند که او کیست. و نمی توانست برای مطبوعات، زیرا او قد و قامت کمی داشت.
4 و پیشاپیش دوید و از درخت چنار بالا رفت تا او را ببیند، زیرا باید از آن راه می گذشت.
5 و چون عیسی به آن مکان رسید، به بالا نگاه کرد و او را دید و به او گفت: زکیوس، عجله کن و پایین بیا. زیرا امروز باید در خانه تو بمانم.
6 و عجله کرد و پایین آمد و او را با شادی پذیرفت.
7 و چون آن را دیدند، همگی زمزمه کردند و گفتند: او به مهمان مردی گناهکار رفته است.
8 و زکیوس ایستاده، به خداوند گفت: خداوندا، اینک نیمی از دارایی خود را به فقرا می دهم. و اگر از کسی چیزی به اتهام دروغ گرفته باشم، او را چهار برابر باز میگردانم.
9 عیسی به او گفت: امروز نجات به این خانه رسیده است، زیرا او نیز پسر ابراهیم است.
10 زیرا پسر انسان آمده است تا گمشده را بجوید و نجات دهد.
1 And Jesus entered and passed through Jericho.
2 And, behold, there was a man named Zacchæus, which was the chief among the publicans, and he was rich.
3 And he sought to see Jesus who he was; and could not for the press, because he was little of stature.
4 And he ran before, and climbed up into a sycomore tree to see him: for he was to pass that way.
5 And when Jesus came to the place, he looked up, and saw him, and said unto him, Zacchæus, make haste, and come down; for to day I must abide at thy house.
6 And he made haste, and came down, and received him joyfully.
7 And when they saw it, they all murmured, saying, That he was gone to be guest with a man that is a sinner.
8 And Zacchæus stood, and said unto the Lord; Behold, Lord, the half of my goods I give to the poor; and if I have taken any thing from any man by false accusation, I restore him fourfold.
9 And Jesus said unto him, This day is salvation come to this house, forsomuch as he also is a son of Abraham.
10 For the Son of man is come to seek and to save that which was lost.
1 خدا پناهگاه و قدرت ماست ، یاری رسان فعلی در مشکلات.
2 بنابراین ، اگر زمین برداشته شود و کوهها به وسط دریا منتقل شوند ، نمی ترسیم.
4 رودخانه ای وجود دارد ، نهرهایی که شهر خدا را شاد می کند ، مکان مقدس خیمه های متعال.
5 خدا در میان اوست ؛ او تکان نخورد: خدا به او کمک خواهد کرد ، و آن حق زود است.
10 ساکت باشید و بدانید که من خدا هستم: در میان امتها برافراشته می شوم ، در زمین برافراشته می شوم.
11 یهوه صبایوت با ماست. خدای یعقوب پناهگاه ما است.
1 God is our refuge and strength, a very present help in trouble.
2 Therefore will not we fear,
4 There is a river, the streams whereof shall make glad the city of God, the holy place of the tabernacles of the most High.
5 God is in the midst of her; she shall not be moved:
10 Be still, and know that I am God: I will be exalted among the heathen, I will be exalted in the earth.
11 The Lord of hosts is with us; the God of Jacob is our refuge.
1 آنکه در نهانگاه حضرت اعلی ساکن است، زیر سایه قادر مطلق ساکن خواهد بود.
2 درباره خداوند میگویم: او پناهگاه و دژ من است، خدای من؛ بر او توکل خواهم کرد.
3 بیگمان او تو را از دام صیاد و از طاعون مهلک رهایی خواهد بخشید.
1 He that dwelleth in the secret place of the most High shall abide under the shadow of the Almighty.
2 I will say of the Lord, He is my refuge and my fortress: my God; in him will I trust.
3 Surely he shall deliver thee from the snare of the fowler, and from the noisome pestilence.
24 بنابراین خداوند یهوه لشکرها چنین میگوید:
24 Therefore thus saith the Lord God of hosts,
14 چون به من عشق ورزیده است، او را رهایی خواهم داد. او را سرافراز خواهم ساخت، زیرا نام مرا شناخته است.
15 او مرا خواهد خواند و من او را اجابت خواهم کرد. در سختی با او خواهم بود. او را رهایی خواهم داد و به او عزت خواهم بخشید.
16 به عمر طولانی او را سیر خواهم کرد و نجات خود را به او نشان خواهم داد.
14 Because he hath set his love upon me, therefore will I deliver him: I will set him on high, because he hath known my name.
15 He shall call upon me, and I will answer him: I will be with him in trouble; I will deliver him, and honour him.
16 With long life will I satisfy him, and shew him my salvation.
کسانی که به او توکل میکنند، گام به گام درخواهند یافت که "خدا پناهگاه و قوت ماست، یاری که در سختیها فوراً یافت میشود."
Step by step will those who trust Him find that "God is our refuge and strength, a very present help in trouble."
"نجات خود را به دست خود به دست آور"، این خواست زندگی و عشق است، زیرا برای این منظور خداوند با شما همکاری میکند.
"Work out your own salvation," is the demand of Life and Love, for to this end God worketh with you.
رستگاری. زندگی، حقیقت و عشق به عنوان برتر از همه چیز درک و نشان داده میشوند؛ گناه، بیماری و مرگ نابود میشوند.
Salvation. Life, Truth, and Love understood and demonstrated as supreme over all; sin, sickness, and death destroyed.
تجربه به نویسنده، مغالطهی نظامهای مادی را به طور کلی ثابت کرده است - اینکه نظریههای آنها گاهی زیانبار است و انکار آنها بهتر از تأیید آنهاست. آیا به انسانی میگویید که بدیها بر او غلبه کنند و به او اطمینان دهید که همهی بدبختیها از جانب خداست و فانیان نباید با او ستیز کنند؟ آیا به بیماران میگویید که وضعیتشان ناامیدکننده است، مگر اینکه بتوان با دارو یا آب و هوا به آن کمک کرد؟ آیا وسایل مادی تنها پناهگاه در برابر اتفاقات ناگوار هستند؟ آیا هیچ اجازهی الهی برای غلبه بر هرگونه اختلاف با هماهنگی، با حقیقت و عشق وجود ندارد؟
Experience has proved to the author the fallacy of material systems in general, — that their theories are sometimes pernicious, and that their denials are better than their affirmations. Will you bid a man let evils overcome him, assuring him that all misfortunes are from God, against whom mortals should not contend? Will you tell the sick that their condition is hopeless, unless it can be aided by a drug or climate? Are material means the only refuge from fatal chances? Is there no divine permission to conquer discord of every kind with harmony, with Truth and Love?
موجودات فانی با گذشت زمان به سمت خیر یا شر حرکت میکنند. اگر انسانهای فانی مترقی نباشند، شکستهای گذشته تکرار خواهند شد تا زمانی که تمام کارهای نادرست محو یا اصلاح شوند. اگر در حال حاضر از کارهای نادرست راضی هستیم، باید یاد بگیریم که از آن متنفر باشیم. اگر در حال حاضر از تنبلی راضی هستیم، باید از آن ناراضی شویم. به یاد داشته باشید که بشر باید دیر یا زود، یا با رنج یا با علم، از خطایی که باید بر آن غلبه کند، متقاعد شود.
Mortals move onward towards good or evil as time glides on. If mortals are not progressive, past failures will be repeated until all wrong work is effaced or rectified. If at present satisfied with wrong-doing, we must learn to loathe it. If at present content with idleness, we must become dissatisfied with it. Remember that mankind must sooner or later, either by suffering or by Science, be convinced of the error that is to be overcome.
این دستورات ضروری را بشنوید: "پس شما کامل باشید، همانطور که پدر آسمانی شما کامل است!" "به سراسر جهان بروید و انجیل را به همه موجودات موعظه کنید!" "بیماران را شفا دهید!"
چرا این مسیحی الهام کمی برای برانگیختن بشر به تلاش مسیحی طلب کرده است؟ زیرا به مردم اطمینان داده شده است که این دستور فقط برای یک دوره خاص و برای تعداد محدودی از پیروان در نظر گرفته شده است. این آموزه حتی از آموزه قدیمی پیشگویی - انتخاب تعداد کمی برای نجات، در حالی که بقیه نفرین شده اند - مضرتر است. و بنابراین، هنگامی که رخوت فانیها، که توسط آموزههای ساخته دست بشر ایجاد شده است، توسط خواستههای علم الهی شکسته شود، در نظر گرفته خواهد شد.
Hear these imperative commands: "Be ye therefore perfect, even as your Father which is in heaven is perfect!" "Go ye into all the world, and preach the gospel to every creature!" "Heal the sick!"
Why has this Christian demand so little inspiration to stir mankind to Christian effort? Because men are assured that this command was intended only for a particular period and for a select number of followers. This teaching is even more pernicious than the old doctrine of foreordination, — the election of a few to be saved, while the rest are damned; and so it will be considered, when the lethargy of mortals, produced by man-made doctrines, is broken by the demands of divine Science.
او در صدر فهرست وظایف مسیحی، به پیروانش قدرت شفابخش حقیقت و عشق را آموخت. او هیچ اهمیتی برای مراسم مردگان قائل نبود. این مسیح زنده، حقیقت عملی است که عیسی را برای همه کسانی که در عمل از او پیروی میکنند، "رستاخیز و حیات" میسازد.
First in the list of Christian duties, he taught his followers the healing power of Truth and Love. He attached no importance to dead ceremonies. It is the living Christ, the practical Truth, which makes Jesus "the resurrection and the life" to all who follow him in deed.
استاد ما با فروتنی با تمسخر عظمت ناشناختهاش روبرو شد. پیروانش چنین تحقیرهایی را که او متحمل شد، تا آخرین پیروزی مسیحیت تحمل خواهند کرد. او افتخارات ابدی را به دست آورد. او بر جهان، جسم و همه خطاها غلبه کرد و بدین ترتیب پوچی آنها را ثابت کرد. او نجات کاملی از گناه، بیماری و مرگ به ارمغان آورد. ما به "مسیح، و او مصلوب" نیاز داریم. ما باید آزمایشها و انکارهای نفس، و همچنین شادیها و پیروزیها را داشته باشیم تا همه خطاها نابود شوند.
این باور آگاهانه که روح در بدن است، باعث میشود که فانیان مرگ را به عنوان یک دوست، به عنوان یک پله از مرگ به سوی جاودانگی و سعادت بدانند. کتاب مقدس مرگ را دشمن مینامد و عیسی به جای تسلیم شدن در برابر آنها، بر مرگ و قبر غلبه کرد. او "راه" بود. بنابراین، برای او، مرگ آستانهای نبود که باید از آن عبور کند و به شکوه زندگی برسد.
رسول فریاد زد: "اکنون، زمان مورد قبول است؛ بنگر، اکنون روز رستگاری است." - منظور این نیست که اکنون انسانها باید برای رستگاری یا امنیت در جهان آینده آماده شوند، بلکه اکنون زمانی است که باید آن رستگاری را در روح و زندگی تجربه کنند. اکنون زمان آن است که به اصطلاح دردها و لذتهای مادی از بین بروند، زیرا هر دو غیرواقعی هستند، زیرا در علم غیرممکن هستند.
Meekly our Master met the mockery of his unrecognized grandeur. Such indignities as he received, his followers will endure until Christianity's last triumph. He won eternal honors. He overcame the world, the flesh, and all error, thus proving their nothingness. He wrought a full salvation from sin, sickness, and death. We need "Christ, and him crucified." We must have trials and self-denials, as well as joys and victories, until all error is destroyed.
The educated belief that Soul is in the body causes mortals to regard death as a friend, as a stepping-stone out of mortality into immortality and bliss. The Bible calls death an enemy, and Jesus overcame death and the grave instead of yielding to them. He was "the way." To him, therefore, death was not the threshold over which he must pass into living glory.
"Now," cried the apostle, "is the accepted time; behold, now is the day of salvation," — meaning, not that now men must prepare for a future-world salvation, or safety, but that now is the time in which to experience that salvation in spirit and in life. Now is the time for so-called material pains and material pleasures to pass away, for both are unreal, because impossible in Science.
ما نمیتوانیم برای خودمان انتخاب کنیم، بلکه باید نجات خود را به روشی که عیسی تعلیم داد، محقق کنیم.
We cannot choose for ourselves, but must work out our salvation in the way Jesus taught.
راهی که از طریق آن جاودانگی و حیات آموخته میشود، نه کلیسایی است، بلکه مسیحی، نه انسانی است، بلکه الهی، نه فیزیکی است، بلکه متافیزیکی، نه مادی است، بلکه از نظر علمی معنوی است. فلسفه، اخلاق و خرافات انسانی هیچ اصل الهی قابل اثباتی را که فانیان بتوانند از طریق آن از گناه فرار کنند، ارائه نمیدهند؛ با این حال، فرار از گناه همان چیزی است که کتاب مقدس خواستار آن است. رسول میگوید: "نجات خود را با ترس و لرز انجام دهید" و بلافاصله اضافه میکند: "زیرا این خداست که در شما هم اراده و هم عمل را از روی خشنودی خود انجام میدهد" (فیلیپیان 2: 12، 13). حقیقت کلید پادشاهی را فراهم کرده است و با این کلید، علم مسیحی درِ فهم انسان را گشوده است. هیچ کس نمیتواند قفل را باز کند یا از در دیگری وارد شود. آموزههای عادی مادی هستند و نه معنوی. علم مسیحی فقط آنچه را که معنوی و الهی است و نه انسانی آموزش میدهد. علم مسیحی خطاناپذیر و الهی است. حس انسانی به چیزها به دلیل انسانی بودنش اشتباه میکند.
حس انسانی به چیزها خطا میکند. افرادی که به الهیات، معنویتگرایی یا هیپنوتیزم روی میآورند، ممکن است طبیعتی برتر از برخی دیگر داشته باشند که از باورهای نادرست خود اجتناب میکنند. بنابراین، مبارزه من با فرد نیست، بلکه با سیستم نادرست است. من بشر را دوست دارم و به تلاش و تحمل ادامه خواهم داد.
جریانهای آرام و قوی معنویت حقیقی، که تجلیات آن سلامت، پاکی و خودسوزی است، باید تجربه انسانی را عمیقتر کنند، تا زمانی که باورهای وجود مادی به عنوان یک تحمیل آشکار دیده شوند و گناه، بیماری و مرگ، جایگاه ابدی را به اثبات علمی روح الهی و انسان معنوی و کامل خدا بدهند.
The way through which immortality and life are learned is not ecclesiastical but Christian, not human but divine, not physical but metaphysical, not material but scientifically spiritual. Human philosophy, ethics, and superstition afford no demonstrable divine Principle by which mortals can escape from sin; yet to escape from sin, is what the Bible demands. "Work out your own salvation with fear and trembling," says the apostle, and he straightway adds: "for it is God which worketh in you both to will and to do of His good pleasure" (Philippians ii. 12, 13). Truth has furnished the key to the kingdom, and with this key Christian Science has opened the door of the human understanding. None may pick the lock nor enter by some other door. The ordinary teachings are material and not spiritual. Christian Science teaches only that which is spiritual and divine, and not human. Christian Science is unerring and Divine; the human sense of things errs because it is human.
Those individuals, who adopt theosophy, spiritualism, or hypnotism, may possess natures above some others who eschew their false beliefs. Therefore my contest is not with the individual, but with the false system. I love mankind, and shall continue to labor and to endure.
The calm, strong currents of true spirituality, the manifestations of which are health, purity, and self-immolation, must deepen human experience, until the beliefs of material existence are seen to be a bald imposition, and sin, disease, and death give everlasting place to the scientific demonstration of divine Spirit and to God's spiritual, perfect man.
زندگی معنوی و سعادت تنها شواهدی هستند که به وسیله آنها میتوانیم وجود حقیقی را تشخیص دهیم و آرامش وصفناپذیری را که از عشق معنوی فراگیر ناشی میشود، احساس کنیم.
وقتی راه علم مسیحی را بیاموزیم و وجود معنوی انسان را بشناسیم، خلقت خدا - تمام شکوه زمین و آسمان و انسان - را خواهیم دید و درک خواهیم کرد.
Spiritual living and blessedness are the only evidences, by which we can recognize true existence and feel the unspeakable peace which comes from an all-absorbing spiritual love.
When we learn the way in Christian Science and recognize man's spiritual being, we shall behold and understand God's creation, — all the glories of earth and heaven and man.
وظایف روزانه
توسط مری بیکر ادی
نماز روزانه
وظیفه هر عضو این کلیسا است که هر روز نماز بخواند: "پادشاهی تو آمده است" بگذارید سلطنت حقیقت ، زندگی و عشق الهی در من تثبیت شود و همه گناهان من را از بین ببرد. و ممکن است کلام تو محبتهای همه بشریت را غنی کند ، و بر آنها حکومت کند!
کتابچه راهنمای کلیسا ، ماده 8 ، بخش 4
قانونی برای انگیزه ها و اعمال
نه خصومت و نه دلبستگی شخصی نباید انگیزه ها یا اعمال اعضای کلیسای مادر را تحریک کند. در علم ، عشق الهی به تنهایی بر بشر حکومت می کند. و یک دانشمند مسیحی امکانات شیرین عشق را ، در سرزنش گناه ، برادری واقعی ، خیرخواهی و گذشت ، منعکس می کند. اعضای این کلیسا باید روزانه تماشا کنند و دعا کنند تا از شر هر گونه شر ، از پیشگویی ، قضاوت ، محکومیت ، مشاوره ، تأثیرگذاری یا تأثیرگذاری اشتباه خلاص شوند.
کتابچه راهنمای کلیسا ، ماده 8 ، بخش 1
هشدار به وظیفه
این وظیفه هر عضو این کلیسا است که روزانه از خود در برابر پیشنهادات ذهنی تهاجمی دفاع کند و فراموش نشود و وظیفه خود را در قبال خدا ، رهبر خود و بشر فراموش نکند. با کارهای او قضاوت خواهد شد ، - و توجیه یا محکوم خواهد شد.
کتابچه راهنمای کلیسا ، ماده 8 ، بخش 6